به شاهنشاهى باستانى ، نتيجهء نكتب أعمال وسزاى تعديّات وتجاوزات آنها را در مىگيرد ؛ وچنان خانه وكاخ بر سر آنان خراب مىشود ، واثر به خبر تبديل مىشود
فَجَعَلْناها حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ
« 1 » « آنها را درو كرديم ، وچنان از بيخ وبن برانداختيم كه گويا اصلًا در ديروز در اين مكانها أقامت ومسكن نداشتند . »
فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ .
« 2 »
« در اثر سزاى اعمالي كه انجام دادند ، صاعقهء عذاب خداوندى كه خوار وذليل كننده بود ، آنها را گرفت . »
أصل هفدهم از قانون اساسى جمهورى اسلامى إيران
بر اثر آنچه ما در اينجا آورديم ، انتظار مىرفت كه پس از فرو ريختن كاخ ظلم واستبداد ، وحركت سيل خروشان ملّت مسلمان كه هزار وچهارصد سال از پستان مادرانى كه آنها را با نام محمّد شير دادهاند ، وسپرده شدن اختيار ملّت به خود ملّت در مجلس خبرگانى كه تشكيل شد ، تاريخ را فقط هجرى قمري اعلام كنند ، ولى چنين نكردند ، وأصل هفدهم از قانون اساسى جمهورى اسلامى إيران بدين صورت تدوين شد :
« مبدأ تاريخ رسمي كشور هجرت پيامبر اسلام صلّى الله عليه وآله
هامش
( 1 ) آيهء 24 ، از سورهء 10 : يونس
( 2 ) . آيهء 17 ، از سورهء 41 : فصلّت