جاهلي ، وبه انزوا در آوردن آئين حقّ وسنّت محمّدى ، واصالت وشرف مردمى كه در فطرت آنها به وديعت نهاده شده ، ودين ومذهب آن را تأييد وتحكيم مىكند .
وبطورى كه سابقاً اشاره كرديم ، آنها مىگويند : « ما به تاريخ هجرى قمري كارى نداريم ، آن به جاى خود محفوظ داشت ، ولى تاريخ رسمي مملكتي بايد شمسي وفروردينى وشاهنشاهى باشد » .
يعنى آنچه به درد كشور مىخورد ، فروردين ماه وافتخار به تخت سلطنت كورش واورنگ پادشاهان هخامنشى است . اين است كه مردم را از دين مىبُرد ورابطهء آنها را با مذهب ودفاع از وطن وناموس وجان ومال از دست أجانب ، قطع مىكند ، واين به درد استعمار مىخورد .
تاريخ هجرى قمري كه فلان پيرزن در لاي مفاتيح الجنان خود گذارده ، ويا فلان پيرمرد آداب واعمال ليلة الرغائب را از أو آن مشخّص مىكند ، چه ضررى به استعمار ونقشههاى شوم وسهم آگين آنها مىزند ؟
مى گويند :
مبدأ تاريخ را اگر هجرت رسول الله قرار دهيم ، اين موجب نقصان وشكست تاريخ ماست ، ولى اگر بر أريكهء سلطنت قرار گرفتن كورش بگيريم ، موجب سربلندى وسرافرازى .
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٣٢