تعليم ديدهاند . فلهذا از شنيدن اين سخنان مكرّره ومكرّره از اينها هيچ ترتيب اثرى نمىدهيم .
زيرا مَمْشى ومسير ومبدأ ومنتهى وغايت وهدف اينان جز همين قبيل سخنان تو خالى وبي مغز چيزى نيست ، اينان چه بسا كساني هستند كه در خارج تعليم وتربيت يافته ، واز زبان وانديشهء همان استادان خارجي كه براي رقاء وپيشرفت كشورهاى شرقي دايهء از مادر مهربانتر هستند ، مطالبى را شنيده وآموخته وبه جان ودل پذيرفته ونوكر حلقه به گوش أجانب واستعمار كافر بوده وهستند ، فلهذا اگر پهلوى وخاندان أو را - كه به شهادت تاريخ ، دست استعمار أجنبي پنجاه سال با چماق وسر نيزه وتبعيد وحبس وشكنجه وقتل واسارت ، بر اين ملّت مسلمان تحميل كرد - يگانه شاهنشاه عادل ملّت پرور دادگستر بدانند هيچ در شگفت نخواهيم بود .
ولى تعجّب ما از أمثال وحيدى است كه چگونه با وجود سرمايههاى علمي براي خوشايند شاه جائرى كه خودشان از ظلمها وستمهاى أو بهتر از ما خبر دارند ، ودر مجالس ومحافل خصوصي از آن بازگو مىكنند ، براي جيفه ومردار دنيا ، شرف وفضيلت خود را مىفروشند ، وبراي دراز كردن دست بر سر سفرهء فرومايهء آنان اينطور تملّق
و
رساله نوين درباره بناء اسلام بر سال وماه قمرى ( فارسي ) — صفحة 121
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٢١