فروردين وارديبهشت وغيرها بهتر است ، وحتّى در لفظ مرداد گفتند حتماً بايد أمرداد باشد ، با همزهء مفتوحه ، چون در لغت باستانى با همزه است « 1 » .
هامش
( 1 ) در « لغت نامه دهخدا » در مادّهء أمرداد گويد : در « أوستا » أمريتات است ، جزء أخير آن كه تأت باشد پسوند است كه جداگانه مورد استعمال ندارد ، همين جزء در خرداد نيز ديده مىشود .
پارهء ديگر اين واژه از دو جزء ساخته شد ، نخست از « آ » كه از أدوات نفى است يعنى نه . از براي اين جزء در فارسي « نا » يا « بي » آورده مىشود . جزء دوّم مِرْت يا مَرْت است يعنى مردنى ودرگذشتنى ونيست شدني ونابود گرديدنى . بنابراين أمرداد يعنى بي مرگ وآسيب نديدنى يا جاودانى ، وبايد أمرداد با أدات نفى « آ » باشد نه مرداد كه معنى بر خلاف آن را مىدهد .
أمرداد در دين زردشتى أمشاسپندى است كه نمايندهء بي مرگى وجاودانى يا مظهر ذات زوال ناپذير أهورامزدا است . در جهان خاكى نگهبانى گياهها ورستنىها به أو سپرده شده است ( از فرهنگ إيران باستان نگارش إبراهيم پور داود ص 59 ) ورجوع به مزديستا وتأثير آن در أدبيات فارسي تأليف آقاى دكتر معين وأمشاسپندان شود
ومحصّل آنچه كه در اينجا از « لغت نامهء دهخدا » آورديم در تعليقهء مادهء مرداد از همين لغت نامه آورده است ، ونيز گويد : أمرداد كه پنجمين ماه سال وهفتمين روز ماه بدو سپرده شده از أمشاسپندان ومظهر جاودانى أهورامزدا ودر جهان مينوى بخشايش ايزدى ، جزاى كارهاى نيكوكاران است . ودر جهان خاكى نگهبانى گياه با أمرداد است .
استرابون مورّخ يوناني معبد أمرداد را در آسياى صغير ديده است . أمرداد روز از ماه أمرداد جشن أمردادگان بر پا مىشده . . .
زرتشتيان إيران هم آن را أمرداد خواند ( از حاشيهء دكتر معين بر برهان قاطع ، ذيل مرداد ) ونيز در اين تعليقه آورده است كه : تأت كه پسوند است ، دالّ بر اسم مجرّد مؤنّث است .
ونيز در همين لغت نامه در مادّهء أمشاسپند گويد كه : به معناى فرشته ومَلك است ، ودر أوستا « أمِشَه وسِپسنته » آمده : مركب از دو جزء . جزء اوّل ( أمشه ) نيز مركّب است از ( آ ) علامت نفى ، و ( مشه ) از ريشهء مَرْ به معنى مردن . جزء دوّم ( سپسپنته ) يعنى مقدّس ، مجموعاً به معنى « جاودان مقدّس » است .
شماره أمشاسپندان يا مهين فرشتگان هفت است كه نام شش تاى آنان در ضمن ماههاى دوازده گانهء كنونى مندرج است . هومن - بهمن ، اشه وهيشته - أرديبهشت . خشتره واثيريه - شهريور . سپنته ارمينى - سپندارمد ، هُور وتأت - خرداد . أمرتات - أمرداد . در رأس اين شش ، سپنتامينو ( خِرَد مقدّس ) قرار داشته است ، بعدها به جاى أو أهورامزدا را گذاشتند ، در گاتهاى كه قديمىترين قسمت أوِستا است ، نا أمشاسپندان به كرّات ذكر شده است .