تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 71

مساهمون:

صپيشگفتار ٧١
پنجم هجرى زندگى ميكند . سده‌ها پيش وسده‌ها پس از آن دوران ، احكام نجوم به عنوان يك دانش ، در شؤون اجتماع پذيرفته بود ، وبيرونى ( وبيرونيها نيز ) نميتوانست در موضعي خارج از حوزهء باور عمومى بايستد . تسرّى دادن فهم وشعور وباور مردمان امروزى به فهم وشعور وباور مردمان تقريبا هزار سال پيش ، نديده گرفتن قوانين تحوّل اجتماعات است . ما امروز ، برده خريدن وبرده فروختن را تقبيح ميكنيم واگر موردى پيش بيايد ، يا جايى صحبتي بكنيم ، ميگوييم : « آقا چطور ميشود يك يا چند آدمي ، يك يا چند آدم ديگر را ، مثل زمين وأسب و . . . مالك باشند وآنها را بخرند يا بفروشند » ، ولى اين يك واقعيّت است كه تا همين پيش از انقلاب مشروطه ، در همين إيران ، به موجب اسناد معامله كه در دست است ، « مريم » و « شيرين » و « نورچينك » و « زعفرانه » و « الماس » و « غريب » كه آدميانى بودند همچون همهء مردمان ، معامله ميشدند . يعنى در مقابل مبلغى وجه نقد ، خريد وفروخت ميشدند ومعاملهء اين آدميان به عنوان يك معاملهء معقول ومشروع مورد قبول وپذيرش جامعه بود . براي اينگونه معاملات ، مثل همهء معاملات ديگر سند بيع مينوشتند واشخاصى را شاهد انجام وصحّت معامله ميگرفتند كه امضاء ومهرشان پاى سند ميآمد ، وآن سند را در محضر ثبت ميكردند . حالا اگر در يك متن آمده باشد كه در هزار سال پيش از اين ، كسى ( مثلا بيرونى ) در بازار برده‌فروشان غزنين يك كنيز خريد يا غلام خود را فروخت ، آن كس را ، به اين دليل كه خود را مالك يك آدمي همچون خود ميدانسته ، شماتت ميكنيم ؟ * * از جمله تنجيمان نامآور سدهء سوم هجرى ، جعفر بن محمّد بن عمر البلخي المكنّى بأبى معشر است كه تأليف وتصنيف بيش از چهل اثر تنجيمى وطلسماتى را به وى نسبت ميدهند . ابن النّديم در الفهرست وابن القفطي در تاريخ الحكماء ، كتابي با عنوان « كتاب الصّور والدّرج والحكم عليها » را از تأليفات أبو معشر ياد كرده‌اند كه اكنون نسخه‌يى از آن