حكمت ختم فواصل آيات به واسطهء حروف مدّ و لين
در قرآن كريم ختم فواصل آيات ، به واسطهء حروف مدّ و لين و الحاق « نون » بدان ، فراوان است . و گفته شده كه حكمت آن همان تمكّن بخشيدن به سجع فواصل و به دست آوردن نشاط ، به كمك آن است .
سيبويه در باب وجوه و انواع قافيهها در مورد انشاد گفته است : اما هنگامى كه بخواهند ترنّم نمايند ، « الف » و « ياء » و « واو » را به آخر كلمهها ، اعمّ از تنوينپذير و غير آن ، ملحق مىكنند ؛ زيرا در اين صورت طولانى شدن صدا براى آنان مطلوب است . اما مثال « الف » ، مانند قول جرير :
« أقلّي اللّوم عاذل و العتابا * و قولى إن اصبت فقد أصابا »
« 1 » .
و مثال « ياء » نيز مانند قول « جرير » :
« أيهات منزلنا بنعف سويقة * كانت مباركة من الأيامى »
« 2 » و مثال « واو » باز مانند قول جرير :
« متى كان الخيام بذى طلوع * سقيت الغيث أيّتها الخيام »
« 3 » اين در مورد غير منوّن . و اما در منوّن به واسطهء تبديل كردن تنوين به حرفى كه با آن حركت متجانس باشد ، انجام مىگيرد . و مثال اين فراوان و در عين حال روشن است .
سيبويه مىگويد : اين حروف مدّ را به اين خاطر به حرف روىّ ملحق
هامش
( 1 ) يعنى : اى عاذل ! ملامت و عتاب و خطاب را كم كن . و اگر من به هدف زدم و بدان رسيدم بگو كه همانا به هدف رسيدى .
( 2 ) أيهات به معنى هيهات است . ترجمه : وه چه دور است منزلمان كه در « نعف سويقه » قرار دارد . و روزگارى بسيار مبارك بود !
( 3 ) يعنى : چه زمانى خيمهها در « ذى طلوع » بود كه از آب باران سيراب شديد اى خيمهها .