تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
عِلْماً
« 1 » . چونكه آيه در « علما » به اتمام رسيده ، لكن « قدير » - در اثناء آيه - نيز صلاحيت و شايستگى مقطع و ايستگاه شدن را داشت ، اگر ناتمام بودن معنا نبود . و همچنين است قوله تعالى :
وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ
« 2 » . و قوله :
لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا * وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ
« 3 » .

8 - لزوم ما لا يلزم :

اين نيز نوع ديگرى است كه بالاتر ، والاتر و گوياتر از انواع گذشته در نشان دادن قدرت متكلم در تسخير كلام و در به دست گرفتن رشتهء سخن است . و آن همان « لزوم ما لا يلزم » در اصطلاح علم بديع است . و آن عبارت است از اينكه : شاعر در شعرش و عبارت‌پرداز در تمام عبارات و نثرش به يك يا دو حرف و يا بيشتر قبل از « روىّ » ملتزم گردد ، مشروط به اينكه به هيچ‌گونه تكلّف ، مشقت ، زحمت و دشوارى نيفتد « 4 » . اما مثال التزام به يك حرف ، مانند :
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
« 5 » كه حرف « هاء » را قبل از روىّ « راء » ملتزم شده است . و مانند :
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ
« 6 » .
هامش
( 1 ) طلاق : 12 . ( 2 ) بقرة : 10 . ( 3 ) انفال : 44 . و مثال براى اين مورد در قرآن كريم فراوان است . و « بدر الدين زركشى » در « برهان » ، ج 1 ، ص 99 برخى از آنها را ذكر نموده است . ( 4 ) منظور ما از « روىّ » همان حرف فاصل آخرى است . ( 5 ) ضحى : 9 . ( 6 ) انشراح : 2 - 5 .