عِلْماً « 1 » . چونكه آيه در « علما » به اتمام رسيده ، لكن « قدير » - در اثناء آيه - نيز صلاحيت و شايستگى مقطع و ايستگاه شدن را داشت ، اگر ناتمام بودن معنا نبود . و همچنين است قوله تعالى : وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ « 2 » . و قوله : لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولًا * وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ « 3 » .
8 - لزوم ما لا يلزم :
اين نيز نوع ديگرى است كه بالاتر ، والاتر و گوياتر از انواع گذشته در نشان دادن قدرت متكلم در تسخير كلام و در به دست گرفتن رشتهء سخن است . و آن همان « لزوم ما لا يلزم » در اصطلاح علم بديع است . و آن عبارت است از اينكه : شاعر در شعرش و عبارتپرداز در تمام عبارات و نثرش به يك يا دو حرف و يا بيشتر قبل از « روىّ » ملتزم گردد ، مشروط به اينكه به هيچگونه تكلّف ، مشقت ، زحمت و دشوارى نيفتد « 4 » . اما مثال التزام به يك حرف ، مانند : فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ « 5 » كه حرف « هاء » را قبل از روىّ « راء » ملتزم شده است . و مانند : أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ « 6 » .