و باعث گرايش انسان و ايمان او به مبدأ عالم ( خداى يگانه ) است .
امّا تدبر و دقت در تفاصيل و جزئيات و دقايق خلقت كه دلالت بر تدبير و مديريت آفريدگار جهان دارد ، خود دليلى است بر نظم دقيقى كه موجب يقين انسان مؤمن مىگردد . و سرانجام آنچه كه انسان را به يك باور و ايمان و يقين از طريق تدبر در آيات خداى متعال ، و تفكر در امر مخلوقات و ريزهكاريهاى آن دعوت نموده و فرا مىخواند ، همه به بركت و شرف عقل است كه در نهاد و نهان و حقيقت انسان ، به وديعه نهاده شده و به وى تفضّل شده است .
وجه تمكّن در آيات 12 تا 14 سورهء مؤمنون
مثال 7 : آيات :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ * ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« 1 » .
بنا بر سياق و ريخت آيه ، در اين قالب و نظم بديع و بىنظير ، و تسلسل خلقت انسان در مراحل مختلف به اين شكل و ترتيب بىمثيل ، اقتضاى چنين فواصل و خاتمهاى مىنمايد ؛ يعنى : خاتمهاى كه از يك ثناء و ستايش و تحسين شگفتآور برخوردار باشد . و اين امر چنان روشن و ظاهر بوده كه يكى از اصحاب رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله و سلم - ( گويا معاذ بن جبل بوده ) مبادرت به تحسين
هامش
( 1 ) يعنى : همانا انسان را از نسلهايى از گل آفريديم . و سپس آن را به صورت نطفهاى در جايگاهى بسيار محكم قرار داديم . و پس از آن نطفه را به علقه مبدل ساختيم . و سپس علقه را به مضغه تبديل نموده و مضغه را به صورت استخوانهايى مبدل نموديم . و سپس بر آن لباسى از گوشت پوشانيديم . بعد آن را يك مخلوق ديگرى در آورديم ، و به موجود جديدى تبديل ساختيم . پس مبارك است پروردگارى كه بهترين آفرينندگان است . ( مؤمنون :
12 - 14 ) .