وجه تمكّن در آيات 63 تا 65 سورهء حج
مثال 4 : قوله تعالى : أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ * لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ * أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ « 1 » . آيهء اول با لَطِيفٌ خَبِيرٌ خاتمه يافته ؛ زيرا لطف در اينجا از ماده « لطف » به معنى رفق و رأفت است . به خلاف آيهء پيش كه لطيف به معناى دقّت ( ضد ضخامت و كثافت ) بود . و چون در اين آيه ، سخن از انزال آب از آسمان و سبز نمودن زمين با سبزيها و روييدنيها بود ، و روييدنيها هم سبب و علت اوّليهء امكان معيشت و زندگانى بر روى زمين هستند ، تناسب داشت كه اشاره به جانب لطف خداى سبحان ، نسبت به بندگانش ، در كنار طرح علم و احاطهء وى نسبت به فقر و نياز و حوايج حياتى بندگان گردد . آيهء دوم را با عبارت لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ختم فرمود ، به علت تنبه دادن و متوجه ساختن بندگان به اينكه ذات اقدس اللّه سبحانه و تعالى غنى و بىنياز از ملك آسمانها و زمين بوده ، و او منزّه و عزيزتر از آن است كه به واسطهء سلطنت