9 - و نيمى از حروف « قلقله » « 1 » را كه عبارتند از : « ق ، ط » نيز شامل مىشوند .
« زمخشرى » سخنان خود را چنين ادامه مىدهد : « سپس اگر استقرا و تتبّع كاملى دربارهء كلمهها و تركيبها گردد ، خواهى ديد كه حروف مقطّعهاى كه خداوند در آغاز سورهها ذكر فرموده است ، حضور و نقششان بيشتر از بقيهء حروف در زبان عربى است . به عنوان مثال : چون الف و لام در زبان عربى و بر سر كلمات عربى متداول بوده ، لذا در غالب فواتح سور آمده است . پس منزّه است خدايى كه در همهء اشياء ، دقايق حكمت را به وديعه نهاد .
سپس چنين مىگويد : « و تو مىدانى كه هميشه اكثريّت و غالب و افراد بزرگ و مهمّ بهمنزلهء كل محسوب مىشدهاند و همين معنى با لطائف تنزيل و قرآن كريم و اختصارات آن موافق است . بنابراين ، مثل اين است كه خداى عزّ و جلّ براى عرب ، آن الفاظ و حروفى كه تركيب كلام و جملهها و عباراتش از آن تشكيل يافته ، بر شمرد ، تا آنها را مجاب و ملزم ساخته و حجت را بر ايشان تمام كند » .
بعد زمخشرى در مورد اختلاف تعداد حروف مقطّعه مىگويد :
« تعداد حروف مقطعه با هم اختلاف دارند ؛ مثلا « ص ، ق ، ن » به صورت تك حرفى و « طه ، طس ، يس ، حم » به صورت دو حرفى و « الم ، الر ، طسم » به صورت سه حرفى و « المص ، المر » به صورت مجموعهء چهار حرفى و « كهيعص ، حمعسق » به صورت پنج حرفى آمده است . و همهء اين موارد ، جهت آزمايش و امتحان عرب در اسلوبها و روشهاى كلامى و صيغهها و قالبهاى كلمات آنان است » « 2 » .
هامش
( 1 ) قلقله ؛ يعنى اضطراب و جنبش پنج حرف ساكن « ق ، ط ، ب ، ج ، د » در مخرج است ، مادامىكه به حد فتحه ، كسره و ضمه نرسد .
( 2 ) الكشاف ، ج 1 ، صفحات 29 - 31 .