وى در ادامهء سخن خود مىگويد : از جهت ابتدا ، كلام در مقام تكلم به عهده و اختيار و انتخاب متكلم گذارده شده ؛ چون ابتداى سخن ، اولين جمله اى است كه در سمع مخاطب قرار مىگيرد و لذا اگر ابتداى سخن لايق و شايسته و برازندهء معناى مقصود و منظور اصلى باشد كه بعد از آن مىآيد ، انگيزهء شنوندگان نسبت به استماع آن فراوان مىگردد .
و آنگاه مىگويد : براى اثبات اين مطلب ( اگر ابتدا سخن مناسب با معناى مقصود باشد ، انگيزهء شنوندگان را مىافزايد و مىانگيزاند ) كافى است كه به ابتدائات وارده در قرآن كريم توجه نمايى . مانند تحميداتى كه سورههايى بدان آغاز گرديده است . و « مسبحات » « 1 » هم از آن جمله است . و همچنين ابتداءها و اوائلى كه با « نداء » شروع شده است در مثل
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ
« 2 » زيرا عموم خطاب ، حاكى از يك رعايت و غايت بالايى نسبت به امور مخاطبين به طور عموم است .
به ويژه اينكه بعد از ندا و به دنبال آن « ربّ » و پروردگارى را مطرح فرموده است كه نعمت وجود و حيات را بر آنان ارزانى داشته و همگان را از يك اصل و ريشه ( پدر و مادر ) آفريده است ؛ به طورى كه در ميان آنان از بعد حسب و اصل و نسب ، هيچگونه تمايزى نبوده و هرگز احدى بر ديگرى برترى ندارد . وه ! چه شگفتانگيز است خطابهاى بزرگ و با عظمت قرآن كه بيدارى و هشيارسازى عامهء خلايق را در اين خطاب فراگير و شامل خود ، به عهده گرفته است . و همچنين است قول خداى تعالى :
هامش
كه پارهاى از آن را در گذشته در بحث مقارنات يادآور شديم .
( 1 ) منظور از مسبحات ، آن سورى است كه با « سبّح » و يا « يسبّح » شروع مىشود .
( 2 ) نساء : 1 .