و اهل بيان ( علماى بيان ) گفتهاند كه حسن الابتداء كه همان « براعت مطلع » ناميده مىشود ، از جمله عوامل بلاغت است . و آن عبارت است از اينكه متكلم در اول كلام خودش ، نيكو ، نغز و محكم سخن بگويد . و از شيرينترين ، گوياترين ، باارزشترين ، بهترين ، سليسترين و زيباترين الفاظ از نظر نظم و سبك و از صحيحترين الفاظ از بعد بنايى و صرفى و از واضحترين آن از جهت معنى و از خالىترين آنها از جهت حشو ، ركاكت ، تعقيد و تقديم و تأخيرى كه باعث اشتباه مخاطب شود و بالأخره از الفاظ نامناسب ، انتخاب ننمايد . و گفتهاند كه تمام فواتح سورههاى قرآنى ، به بهترين وجه ممكن و بر بليغترين و كاملترين وجه آمده و قرار گرفته است ؛ چون تحميدات ( سورههايى كه با حمد و امثال آن شروع شده ) و سورههايى كه با حروف « هجاء و مقطعه » و يا با « ندا » و غير آن شروع شدهاند « 1 » .
و ابن اثير جزرى مىگويد : حقيقت اين ركن بلاغى آن است كه مطلع و ابتداى كلام نوعى قرار داده شود كه بر معناى مقصود از آن كلام دلالت نمايد كه اگر مثلا در مورد فتح و پيروزى مىخواهد سخن بگويد ، مطلع كلامش نيز در مورد آن باشد . و اگر جشن و تبريك باشد ، مطلع كلام نيز تبريك و تهنيت باشد . و اگر عزا باشد آن هم در مورد عزا باشد . و همچنين است در ساير معانى . و گفته است كه اين مسئله به ذوق و سليقهء خدادادى و طبيعى مربوط مىگردد ، نه به درس و علم . و از همين جهت است كه لغزشهاى اكثر شعرا و خطبا بر آنان خرده گرفته شده و در اين مقام مورد ملامت قرار گرفتهاند « 2 » .
هامش
از مذاهب عرب است كه هم از ظرافت و از يك امتياز بسيار بالايى برخوردار است و هم از ظرافت خاص خودش . و ما هر دو مطلب را در مبحث « حسن الختام » ان شاء اللّه خواهيم آورد .
( 1 ) ابن معصوم در كتاب انوار الربيع ، ج 1 ، ص 34 چنين گفته است .
( 2 ) رجوع شود به آنچه كه وى در مورد معايب شعراى قديم و جديد در اين باب ذكر كرده است . و همچنين به ايراداتى كه ابن معصوم بر مقدمهء قصيدهء امرؤ القيس وارد ساخته است