1 - قاضى القضاة گفته : دو توبه لازم است يكى بر خود پرتاب كردن و يا تير انداختن چون كار قبيحى است و ديگرى بر اينكه اين عمل مولّد كار قبيح است پس دو توبه لازم است .
2 - ساير مشايخ معتزله گفتهاند : توبه از معلول به مسبب يعنى كشتن بايد كند نه از تيراندازى چون فعل قبيح همانا كشتن است و قبح تير انداختن براى آنست كه بطور قهرى به كشتن منتهى مىشود و به نظر گروه اول توبه بر خود معلول صحيح نيست چون ندامت بر قبيح براى خاطر قبح آن است و قبل او وجود فعل قبيح كه قبحى در ميان نيست .
قوله : و وجوب سقوط العقاب بها : متكلمين اجماع دارند بر اينكه عقاب بواسطهء توبه ساقط مىگردد منتهى بحث در اينست كه آيا سقوط عقاب با توبه امرى واجب و ضرورى است و به مقتضاى عدل و حكمت الهى بر خداوند واجب است كه عقاب را از دوش تائب بردارد و يا اينكه قبول توبه و سقوط عقاب تفضل است يعنى در عدل الهى سقوط عقاب واجب نيست آرى تفضلا خداوند عقاب را بر مىدارد و گرنه خيلى چيزها باشد كه عقل ما نتواند ادراك كند كه آيا عقلا بر خدا واجب است يا خير ولى چون خدا وعده داده كه توبه را مىپذيرد و تائب را عقاب نمىكند و التائب من الذنب كمن لا ذنب له لذا عقابى نيست و لذا بقول علامهء شعرانى در شرح تجريدشان ص 590 : چند تن از مقصرين در غزوهء بنى قريظه و جنگ تبوك پشيمان شدند و توبه كردند ولى مدتها توبه آنها بتأخير افتاد و يكى از آنها بنام ابو لبابه بود كه خود را بر استوانه مسجد بست و چند روز ناله كرد تا توبهء او قبول شد درحالىكه اگر واجب بود قبول توبه بايد همان روز اول توبهء او قبول مىشد و هنوز هم استوانه ابى لبابه در مسجد پيغمبر برجا
شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 583
مساهمون: العلامة الحلي
ص٥٨٣