خواهى وبتوالي بروج همىرو . پس آن برج كه بدو رسى وأو را سى درجه ندارى خداوندش خداوند اثنا عشريّت آن درجه است كه خواستى « 1 » . واين چيزى است كه هم روميان وهم هندوان برو اتّفاق كردند . بس عجب هميدارم از ياران ما چرا نيز نگردانيدند وأو را بترتيب فلكها يا چيز ديگر نكردند . وگر أزين رستند ديگر فضيحتها اندرو آوردند كه اين جاى ياد كردن آن نيست . واندرين جدول خداوندان اثنا عشريّت اندر بروج نهاديم وباللّه التّوفيق « 2 » .
هامش
( 1 ) - خد ( كه خواستى ) ندارد . مثال براي قاعدهايكه أستاذ فرموده اين است كه خواستيم بدانيم خداوند هفدهم درجهء سنبله را بنسبت دوازده بهر . پس گفتيم ( 204 - 12 * 17 ) آنگاه 204 را بر 30 قسمت كرديم 6 برج و 24 درجه برآمد هر برجى 30 درجه . پس از سنبله شمرديم هفتم برجش حوت بود وخداوند حوت مشترى . از اينجهت گفتيم كه خداوند هفدهم درجهء سنبله مشتريست
( 2 ) - س ، خ ( وباللّه التوفيق ) ندارد .