اثنا عشريّات « 1 » چيست
نيم شش يك برج است « 2 » چون برج را بدوازده قسمت كنى راست « 3 » تا هر يكى دو درجه ونيم باشد . وهر يكى را خداوند است . امّا بهر برجى نخستين اثنا عشريّه خداوند برج راست ودوم خداوند دوم برج را وسيوم سيوم را وهمچنين تا بآخر برج . واز بهر آنك ضرب آسانتر است از « 4 » قسمت بود كه كسيرا در درجهها « 5 » دو ونيمگان افكندن دشخوار آيد وخاصّه كه اندر أو كسر نيمه است « 6 » مردمان آسان كردن اين شمردن را گفتند كه بگير « 7 » از اوّل برج تا بدان درجه ودقيقه كه اثنا عشريّت أو خواهى واندر دوازده ضرب كن وآنچ گرد آيد « 8 » سيگان « 9 » بيفكن وهر برجى را سى گير « 10 » وابتدأ از آن برج كن كه اندرو اثنا عشريّت
هامش
( 1 ) - اثنا عشريّت ، حص .
( 2 ) - نيم سه يك برج است ، خ . تحريفش واضح است زيرا نيم سه يك دوازده بهر نميشود بلكه شش بهر است .
( 3 ) - خد ( راست ) ندارد .
( 4 ) - وز بهر آن كه ضرب ايشان آسانتر است ، حص . زيادت ( ايشان ) از كاتب است .
خد : بخطّ الحاقى روى ( است ) خطّ كشيده وجمله اينطور شده است ( ضرب آسانتر از قسمت بود ) . بنا بر آنچه در متن ديده ميشود ومطابق همه نسخههاى فارسي است ، جملهء ( بود كه كسى را ) الخ متمّم جملهء تعليليّه ومكمّل كبراى قضيّه است ، وجملهء ( مردمان آسان كردن ) الخ بيان نتيجة ودر حكم جواب تعليل . يعنى چون ضرب آسانتر است از قسمت وممكن است كه كسى را اين عمل مخصوصا با كسر دشوار باشد ، أهل صناعت براي تسهيل كار چنين گفتند آلخ . واگر رابطهء ( است ) را حذف كنيم كلمهء ( بود ) فعل جملهء تعليلى و ( كه كسى را ) الخ در حكم علّت بعيد يا توضيح علّت قريب و ( آسان كردن مردمان ) الخ بيان نتيجة خواهد بود .
( 5 ) - كسى را درجهها ، حص .
( 6 ) - ونيمه است ، خد . ولانّ الضرب أسهل من القسمة فربّما يقدر العامل على القاء الدرجات ( ظ : يتعذر على العامل القاء الدّرجات ) لكلّ درجتين ونصف كوكب ( ظ : لكلّ كوكب درجتين ونصف ) وخاصّة لاستعمال كسر النصف فيه فانّ القوم قالوا في تسهيل هذا التعديد ، ع .
( 7 ) - بگيرد ، حص .
( 8 ) - گرد آيد از ستارگان ، خ . تحريف است .
( 9 ) - سىسى ، خد . با سىگان در معنى يكى است چهگان در دهگان وپنجگان چنانكه در حواشي پيش گفتيم مفيد معنى تكرار است يعنى پنج پنج وده ده .
( 10 ) - وهر سى را برج برگير ، س .