تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
وهرگاه كه يكى از اين ستارگان بيكى از دو انقلاب رسد ، اگر ميل آن انقلاب وعرض كوكب هر دو شمالي باشند يا هر دو جنوبي ، چون ميل انقلاب كه ميل بزرگ است وعرض ستاره جمله كنى ميل ستاره باشد بدانسو كجا انقلاب است . وگر يكى از آن شمالي بود وديگر جنوبي ، چون كمتر از بيشتر بيفكنى آنچ بماند ميل ستاره باشد بدانسو « 1 » كجا بزرگتر بود از هر دو « 2 » . وچون ستاره راست بر انقلاب نباشد ميل أو را نظم بر اين وجه نبود وبشمار بيرون بايد آوردن هر وقتي را .

ستارگان متحيّره كدامند

زحل ومشترى ومرّيخ وزهره وعطارداند . واندر مانده از بهر آن خوانند كه از آنسو كه همى روند بحركت دوم گاه‌گاه بازگردند واز پس حركت نخستين سوى مغرب روند . پس اين بازگشتن ايشان چون اندر ماندن بود .

چرا ستاره [ از ] حركت خويش دست بازدارد وبازگردد

أو را فلكى است خرد ونامش فلك التدوير . وزمين اندر وى نيست ، وليكن جملهء تدوير زبر ما بود وستارهء متحيّر بر محيط أو همى گردد . چون بزبرين پارهء أو شود حركت أو سوى مشرق بود . وچون بزيرين پارهء أو شود حركت أو سوى مغرب ديده آيد
هامش
كم كنند ، آنگاه نصف باقيمانده مقدار ميل كلّى است . بغداد از اين قسم بلاد است ورصد بنى موسى در آنجا بود . روز پنجشنبه اوّل جدى سال 237 يزدگردى ارتفاع آفتاب را در نصف النّهار بدست آوردند 33 درجه و 5 دقيقه بود . آنگاه روز جمعهء اوّل سرطان يا آغاز خرداد 238 يزدگردى هم ارتفاع أعظم آفتاب را در نيمروزان رصد كردند ، 80 درجه و 15 دقيقه برآمد . كوچكتر را از بزرگتر كاستند 47 درجه و 10 دقيقه باقي ماند . باقيمانده را نصف كردند 23 درجه و 35 دقيقه بيرون آمد . در صورتيكه شهر ذوظلّين يعنى سايهء مستوى مقياس در بعض ايّام بسمت شمال ودر بعضي بسمت جنوب باشد ، بايد كمترين ارتفاعات جنوبي را با كمترين ارتفاعات شمالي جمع كنند ، تفاضل مجموع با نصف دور يعنى 180 درجه مقدار ميل كلّى است . ممكن است شهر ذو ظلّ دائر باشد يعنى سايه گرد مقياس بگردد . در اينصورت استخراج ميل كلّى قاعدهء مفصّلى دارد خواهندگان رجوع كنند بشرح زيج بيرجندى وشرح تذكرهء خواجة در ضمن دائرهء ماوّه باقطاب أربعة . ( 1 ) - پس بدانسو ، خ . ( 2 ) - هر دو جانب ، حص .