تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 147

مساهمون:

صمقدمه ١٤٧
لا جسم ولاملأ ، ع ص 57 و 58 . ونيز بمعنى خالى وفارغ باصطلاح منجّمان در درجه‌هاى بروج مقابل ذو ظلّ ومضيئى ص 421 وميانه ومغز چيزى همچون نى ومانند آن « وآنچ تهى ندارد » 373 . تهيگاه : پهلو وخاصره ص 331 . تير : سهم هم باصطلاح مهندسان در سهم مخروط وسهم قوس وهم باصطلاح فنّ هيئت در شكل سهم قوس وهم باصطلاح فنّ هيئت در شكل سهم از صور آسمانى ص 96 ونيز بمعنى پاره وبخش وساعت چنانكه « وهر يكى أزين ساعات مستوى تيرى است از بيست وچهار تير از جملهء شباروز » ص 70 . تير پرتابى : « وبدين تيرگان گفتند كه آرش تير انداخت از بهر صلح منوچهر كه با افراسياب تركى كرده است بر تير پرتابى از مملكت » ص 354 . تير ستون : سهم استوانه 26 . تير مخروط : سهم مخروط 26 و 27 . تيرگى : رسوب وته‌نشين 59 . تيرماه : فصل خريف وخزان وپائيز مقابل بهار وتابستان وزمستان . تيرماهى : خريفي همچون نقطهء اعتدال تير ما هي . تيرى : نوعي از عدد مجسّم در مقابل لبنى ولوحى ص 38 . تيزسر : مستدقّ « امّا بمشرق نخست سپيدى برآيد از پس سحر دراز بديدار وتيز سر وببالا » 67 . تيزنگر : تيز بين ودقيق النظر ص 327 . تيمار : تعهّد ومواظبت 233 .

ج

جان بختار - جان‌بختان - جان‌بخشار - جان‌بخشان « ؟ » در تسيير درجهء طالع بمعنى قاسم وقاسم الحياة 526 . جانور خوك كننده : حيوان أهلي . جاى : مكان . منزلت . باره وحق ، همچون : « من چه بدى كرده‌ام بجاى صفاهان » كه خاقانى در جواب جمال الدّين عبد الرّزاق گفت . جايگاه : موضع هم بمعنى لغوى وهم بمعناى اصطلاحى مرادف موضع ، همچون « جايگاه ستاره » ص 282 ونيز بمعنى موقف در اصطلاح مساحت واعمال أسطرلاب همچون « جايگاه نخستين » 314 . جدا : متباين همچون اعداد متباين 37 ونيز بمعنى دور وممتاز ومنفصل . جدا كردن : تميز دادن ص 83 . جريده : همچون « نخستين عدد است جريده بىنام ديگر » ص 49 . جشن : عيد وروزى كه در آن شادى وسور قمز
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 147 | أبو ريحان البيروني