تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 142

مساهمون:

صمقدمه ١٤٢
پراكنده : پراكنده 352 پراكنندهء روشنائى : مفرّق نور . همچون « پراكنندهء روشنائى چشم » 86 پرداختن - پردازيدن : متعدّى بنفس بمعنى خالى كردن وانجام دادن وكامل كردن وتهيّه كردن ومتعدّى بباء ، شروع كردن . ومتعدّى به از ، فارغ شدن وتمام كردن « از همه منازل بپردازد » 113 پرستوك : پرستو وخطّاف 377 پرهيزكار ( كا ، گا ) : محتمى « از حميه - الحمية رأس كلّ دواء » ومتّقى . پرى - پر ما هي : حالت امتلاء نور قمر واستقبال ومقابله 83 . پس ترك : اندكى پس‌تر وعقب‌تر 81 . پس‌سو : مؤخّر بدن وعقب همچون « گزند شير بدندان وچنگال است نه از پس‌سو » 426 . ونيز بمعنى خلف از جهات ستّه . وضدّش در همهء معاني « پيش سو » است يعنى مقدّم بدن وقدّام . پسين : آخرين . آخر . دوم مقابل نخستين . ونيز بمعنى مؤخّر مقابل مقدّم . پشت : ظهر . همچون « اين رقمها كه بر پشت أسطرلاب بود چيست » 300 . پشيز ( پ ، ب ) : فلس كه شست‌تاى آن يكدرم بوده است ص 34 . پلپل : فلفل . پلهء ترازو : كفّهء ترازو 48 . پليدى : نجاست وعذره 379 . پنج بهره : حظوظ خمسه باصطلاح احكاميان يعنى بيت وشرف وحدّ ومثلّثه ووجه ( بترتيب اهميّت آنها ) . پنج روز افزونى : پنج روز دزديده يا اندرگاه وپنجه وفنجى ( خمسهء مسترقه ) . پنجه : خمسهء مسترقه كه اندرگاه گويند . پنجى : خمسهء مسترقه . پنج پهلو : مخمّس در اصطلاح هندسه ص 11 . پنگان : ظرف آبى كه در قديم با آن پاسها وساعتهاى شبانروز را معيّن ميكرده‌اند 528 . پنهانى : سرار در أحوال ماه . پنهان شدن بامدادين - غايبى بامدادين : غروب صباحى مقابل طلوع صباحى ومسائى 80 . پوشانيدن : كسف در اصطلاح هيئت 218 وبمعنى ستر وحجب مكرّر ومعروفست . پهلو : ضلع باصطلاح مهندسان همچون « مثلّث راست پهلو » يعنى متساوي الأضلاع ص 10 ونيز بمعنى جنب همچون « دو بپهلوى ودو ديگر بپهلوى مقابلهء أو » 345 .