23 - كلمات ( سطبر ) و ( طلخ ) و ( طپانچه ) و ( طپيدن ) وأمثال آنها را غالبا با طاء وگاهى با تاء دو نقطه ، وهمچنين ( شصت ) و ( صد ) و ( صرخ ) را هم با سين وهم با صاد نوشته است . نگارنده در حواشي توضيح دادهام كه تاء در أمثال ( ستبر ) در قديم بمخرجى ميان تاء وطاء ، وسين در أمثال كلمهء ( شست ) ميان سين وصاد تلفّظ ميشده است واز اينجهت بهر دو املاء مينوشتهاند .
24 - املاء ( تو را ) و ( ترا ) با واو وبدون واو هر دو .
25 - در اسم فاعل عربى گاهى ياء وهمزه هر دو را نوشته است مانند مايل ، زايل وأمثال آنها « 1 » .
26 - كلمات مختوم بألف را در حالت اضافه ووصف بچند شكل نوشته است همچون :
جاء أو ، پايهاى حواريان ، جاى ستاره ( با دو نقطه بالاى ياء ) ، وأمثال آنها .
27 - پيش از حرف ( ش ) ضمير در بيشتر جاها كسره گذارده است : طبعش ، مزاجش ، صورتش ، برابرش .
28 - از جمله مختصّات املائى ورسم الخطى نسخهء ( خد ) اين است كه الف ( افكندن ) و ( افزودن ) ومشتقّات آنها ، وهمچنين الف ( گاه ) و ( آنگاه ) ومركّبات آنها ، والف ( اين ) و ( از ) را بندرت در كتابت آورده وبيشتر نزديك بتمام موارد نوشته است : فكندن ، فكنيم ، فكنند ، فزايند ، فزاييم ، آنگه ، گه گه ، وين ، أزين ، وز آنجاى ووز آنسوى .
29 - در بيشتر نزديك بهمهء موارد ( لكن ) نوشته است نه ( ليكن ) بصورت ياء مماله .
30 - كلمهء ( را ) علامت مفعول صريح را در بسيارى از جملهها كه ديگر نسخ قديم وجديد با ( را ) نوشتهاند حذف كرده ، واين جهت نيز مانند املاء ( لكن ) از
هامش
( 1 ) - راجع باملاء اينگونه كلمات شرحي مبسوط در كتب صرف عربى نوشتهاند رجوع شود بكتاب جار بردى وشرح رضى بر شافيهء ابن حاجب .