تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 95

مساهمون:

صمقدمه ٩٥
16 - حذف هاء غير ملفوظه در جمع به ( ها ) مانند : بارها وبأيها - پاره ها وپايه‌ها . 17 - رسم الخطّ ( افزاايم ) و ( فزااى ) و ( ترسا آن ) وأمثال آنها بجاى افزائيم وفزائى وترسايان كه امروز معمول است . 18 - تشديد بجاى تكرار حرف مانند ( دستّنگى ) و ( هرّوزى ) و ( سختّر ) بجاى دست تنگى ، هر روزى ، سخت‌تر . وظاهرا از اين قبيل است با تبديل حروف بيكديگر ، نوشتن ( شصّد ) بجاى ششصد كه أحيانا در اين نسخه ديده ميشود . 19 - كلمهء ( خرد ) مقابل بزرگ كه اكنون بدون وأو معمول ميباشد در بسيارى از موارد باو أو نوشته است همچون « وسايهء أو خوردترين سايها وديگر خوردترين ارتفاع بزمستان » . 20 - حرف ياء را مخصوصا در حالت اضافه غالبا با دو نقطه بالاى حرف نوشته است مانند « هميشه سوى شمال . . . از سمت الرأس سوى جنوب » . - گاهى در غير حالت اضافه نيز بهمين شكل است همچون : « ارتفاع نيم روزان جنوبي بود » . 21 - الف ( است ) را خواه بعد از حروف موصوله باشد وخواه مفصوله ، وخواه بعد از كلمهء مختوم بألف وواو وياء باشد يا غير آن ، گاهى در كتاب حذف كرده ( همانست ، كمترست ، روزست ، جندست ، استواست ، نيكوست ، شبيست ) وگاهى صريحا نوشته است ( تنها است ، جيزها است ، دراز مدّت‌تر است ) . بعد از افعال بوده شنيده وأمثال آنها غالبا حرف الف وهاء غير ملفوظه هر دو را حذف ميكند ( بوذست ، شنيذست ، آمذست ) . امّا بعد از كلمهء مختوم بهاء غير ملفوظه ( غير از افعال ) مخصوصا در حالت نكره الف غالبا نوشته ميشود : واسطهء است ، سايه است ، دايره است . 22 - حرف نفى را گاهى باسم بعد متّصل نوشته است مانند ( نجسم ونروح ) بجاى نه جسم ونه روح ، و ( نفر وتر ) بجاى نه فروتر .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة مقدمه 95 | أبو ريحان البيروني