گردش خورشيد وسيارات از بالاى سر انسان واز نوع گردش « چرخ فلك » و « دولاب » است ،
ب ) انسان اگر در آفاق قطبى زمين قرار گرفته باشد ودايره أفق ترسيم كند در اين فرض ، دايره أفق با دايره استواى سماوي متّحد خواهد شد ، وتقريبا گردش آفتاب ، ماهتاب وساير سيارات را أطراف خود مانند گردش سنگ آسيا ( رحوى ) مىبيند واين در حالتي است كه ستاره جدى بالاى سر أو قرار دارد .
ج ) اگر در ساير آفاق - غير استوايى وغير قطبى - قرار داشته باشد ، حركت ، ماه وخورشيد وسيارات را « حمايلى » خواهد ديد .
طالع وغارب :
دايره أفق ودايره بروج يكديگر را در دو نقطه به فاصله 180 درجه قطع كرده آن نقطه كه بر جانب مشرق باشد « طالع » وآن نقطه كه بر جانب مغرب باشد « غارب » و « سابع » گويند ، زيرا هرگاه بروج را از نقطه طالع شماره كنند برج هفتم « غارب » است .
2 - گستره ( سعهء ) مشرق ومغرب :
كمان كوتاهى از دايره أفق كه بين مركز كوكب وبين نقطه مشرق اعتدال قرار گيرد ، آن را سعة وگستره مشرق گويند ، وسعة مغرب نيز قوسي است از دايره أفق به بيان مذكور نسبت به غرب اعتدال در جانب غرب .
3 - مقنطرات وأفق حسّى :
دواير صغارى كه به موازى أفق حقيقي ترسيم مىشود تا به نقطه