سمت الرأس وسمت قدم برسند ، از آنجا كه شكل پل را تداعى مىكنند آنها را « مقنطرات » ( پلها ) خوانند ، مقنطراتى كه فوق أفق قرار گرفته « مقنطرات ارتفاع » وآنها كه زير أفق قرار گرفتهاند « مقنطرات انحطاط » گويند .
از مقنطرات مزبور يكى مماس سطح زمين ومحلى است كه ناظر زمينى ايستاده وآن را « أفق حسى » گويند ، به وسيله أفق حسّى كره عالم به دو بخش كوچكتر وبزرگتر تقسيم مىشود كه بخش كوچكتر آن در جانب ظاهر وبالاى سر ناظر قرار گرفته است شايان توجه است كه أفق حسّى را أفق رؤيت ، أفق مرئى وأفق شعاعى نيز گويند .
دايره نيمروز ( نصف النهار ) :
دايره عظيمهاى است كه از بالاى سر انسان به دو قطب دايره معدل النهار گذشته بر اين دايره عمود باشد .
الف ) با اين دايره كره عالم به دو نصف شرقي وغربى تقسيم خواهد شد .
ب ) هرگاه مركز خورشيد به دايره نيمروز رسد أول ظهر حقيقي ، أفق وشرعي فرارسد كه آن هنگام را « زوال » وخط دايره نيمروز را « خط شمال وجنوب » گويند ، آفتاب شبهنگام چون به اين خط در زير أفق برسد « نيمشب » است .
ج ) قطبنماها وقتي به حال طبيعي باشند عقربه آنها تقريبا در سطح دايره نيمروز يعنى در راستاى خط شمال وجنوب قرار خواهند گرفت .
د ) عرض شهرها وساير نقاط كره زمين به وسيله دايره نيمروز اندازه