تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

الباب الخامس فى الاوصاف و التّشبيهات

ابو بكر الخوارزمىّ يصف الضفدع :
ارّقنى و الدّيك لمّا ينطق * و الليل فى سربال دجن مطبق
بيدار كرد مرا و خروس هنوز بانگ نكرده بود ، و شب در جامهء ( پيراهن « 1 » ) تاريكى بود فروگرفته .
لم يدم كشحاه بصبغ الفلق * صوت غريق نصفه لم يغرق
خون‌آلود نيست دو تهىگاه وى به رنگ سپيده‌دم ، آواز غرق شده‌اى كه نيمهء وى غرق نشد .
غصّان بالماء و لمّا يشرق * و جاحظ العين و لمّا يخنق
پر است گلوى وى از آب ، و آب در گلوى وى نمانده است ؛ و برون دوشيده ديده است ، و گلوى وى خبه كرده نشده است .
و ساهر الليل و لمّا يعشق * هو الغراب فى الخطى و المنطق
و بيدار دارندهء شب است و عاشق نگشته است . وى است زاغ در گامها و در سخن گفتن .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اساس واژهء « سربال » به « جامه » ترجمه‌شده و سپس بالاى كلمهء جامه نوشته شده : « پيراهن » .