بشاند - سرح
بشتاب - اسع
بشكستم - كسرت
به شك نيفكند - لا راب
بكاويد - يستقرى
بكاو - نقّر
بگذار - فوض
بگشادم - فتحت
بلاى فرودآينده - نازلة
بماند - ترك
بمان - دع ، خل ، ذر ، غادر
به منزل نرم رسيدند - اسهلوا
بناوند - تثنى
به هوش آمدى - صحوت
بيازماى - ان تبلوا
بىپيرايه - عاطل
بيشبها - ثمين
بيخ - عرق
بيدار بودم - ارقت
بيمناك - مهيب
بيمارىپرسندگان - عوّاد
بيند خسانيد - الجا
بيهوده مىسرايد - يهذى
پاداش - ثواب
پاسبانى - حراسة
پاىبرجن - خلخال
پاىكوبان - رقص
پچواك - صدى
پذرفتار - ضمين
پرّان - طاير
پراكندم - اثرت
پرويزن - غربيل
پريان - جنّان
پرى - حشو
پرهها - فراش
پيروزى - النجح
پژمان و ناخوشدل مكندا - لا يوحشتك
پژمرده - الذبل
پشهخانه - كله
پليدى - نجاسه
پنجه - راحه ، كف
پوشانيدم - سربلت
پوشيدگان - محارم
پيرآيهها - حلا
پىسير - مواطى
پيش آرد - لقى
پيش آرد ايشان را - لقاهم
پيشرونده - سوابق
پيش كرده شوند - قدّموا
پيش كرده شوم - قدّمت
پيشىگيرنده - سابقه
پيشه - صنعة ، حرفة
تارك - مفرق
تاغ - غضا
تاوان زده نشود - لا يغرم
تاويدن - ميل
بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: قاسم بن حسين الطرائفي الخوارزمي ( صدر الأفاضل )
ص٢٠١