تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

فهرست لغات و اصطلاحات

آبروى - عرض آبگاه - ورد ، مورد ، شريعه آب‌خوار - ورد آب‌خور - ورد آب‌خورنده - شارب آبشخور - ورد آرزومند - مشتاق آرزومندى - شوق آزادمرد - حرّ آزادى - شكر آزمون - خبر آسان‌ترين - اهون آسان‌دار - هوّن آسان‌دار - مسامح آفريدگان - انام ، ورى ، خلق آفرينش - فطرة آموختن - الف ، تألف آموزنده - معلم آنجا كه تودهء ريگ تنك مىشود - اللوى آنچه آماده شده - ماحضر آهسته باش - مهلا آهنگ - عزم آهنگ كن - اقصد اخته - مخنث اخگر - جمر از حد درمىگذرد - تطغى از گونه گشته - سواهم اسبان برگزيده - مقربه اسبان خردموى - جرد اسبان نيكو - جياد استخوان رند ( نام مرغى است ) - الدّضمه استوارى - جزالة اشتر باريك‌ميان - نجيب اشتر برگزيده - ضوامر افسر - اكليل اگر برنينگيزم - ان لم اجن