فهرست لغات و اصطلاحات
آبروى - عرض
آبگاه - ورد ، مورد ، شريعه
آبخوار - ورد
آبخور - ورد
آبخورنده - شارب
آبشخور - ورد
آرزومند - مشتاق
آرزومندى - شوق
آزادمرد - حرّ
آزادى - شكر
آزمون - خبر
آسانترين - اهون
آساندار - هوّن
آساندار - مسامح
آفريدگان - انام ، ورى ، خلق
آفرينش - فطرة
آموختن - الف ، تألف
آموزنده - معلم
آنجا كه تودهء ريگ تنك مىشود - اللوى
آنچه آماده شده - ماحضر
آهسته باش - مهلا
آهنگ - عزم
آهنگ كن - اقصد
اخته - مخنث
اخگر - جمر
از حد درمىگذرد - تطغى
از گونه گشته - سواهم
اسبان برگزيده - مقربه
اسبان خردموى - جرد
اسبان نيكو - جياد
استخوان رند ( نام مرغى است ) - الدّضمه
استوارى - جزالة
اشتر باريكميان - نجيب
اشتر برگزيده - ضوامر
افسر - اكليل
اگر برنينگيزم - ان لم اجن