تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
اگر سرباز زنيد - ان ابيتم اميددارنده - مرتجى اندرون شكم - حشا اندوه - وجد انديشه - وهم انگشت زنده - جمر اى خوشا و دوستا - يا حبذا باب كلان - جدّ بابهره‌ترين - احظى باجنبش - مرتاح باد سخت‌رو - ريح عاصف باريك‌ميان كردن - تضمير بازايستد - اقلع بازپس - آخر بازپس مىماند - يورث بازپسين - آخر بازداشت جاى - حمى باز كردن - بسط بازكننده - باسط باز گذاشته شود - فوضت باز مىگويد - يترجم باز نداشت - لا عاق باژرنگ - قماط باژگونه شده است - قليب باشنده - ساكن باشندگان - قطين باك نمىداشتم - لاابالى بامداد آينده - غادى بامدادان - صبح بامداد پگاه - بكره بامداد كرد - اصبحت بامداد مىكنم - اصبح ، اغدو بدست - شبر بددلى - احجام بدسگالى كردند - مكروا بدوس - امل برآمدن - صعود ، طلوع برآويخته - علقت برّان - ماضى برخاستن - نهضت برش - صريمة برشكنجيدن - قرص برگذشت - مرت برمىسكيزيم - نزو برنا - فتى برنابى - شباب برنشستن - ركوب برنشستيم - ركبنا برنشين - اركب برنشيننده - راكب برون آمديم - سلونا برون دوشيده ديده - جاحظ العين به روى درفتندگان - متهافتين بزرگى - مجد بزه‌هاى بزرگ - كبائر آثام بسنده - كفى ، اضحت