80 - كركس
در هيچيك از منابع اشارهاى به نام وى نشده تنها در تاريخ گزيده ، ص 474 و 748 حمد اللّه مستوفى به شكل ذيل ازو ياد كرده :
« و هو نجم الدّين . شاعرى نيز مداح او بود . امّا نجم الدّين كرسك را مقدّم و معززتر داشتى جهت آنكه به محاوره و شعر بهتر بود . درين معنى گفت :
آن شنيدستى كه نمرود از مقام افتخار * مدتى مىسود بر گردون كلاه سرورى
بار كبر سلطنت گوش دلش را مىنماند * كز خليل اللّه شنيدى معجز پيغمبرى
لاجرم داراى گيتى پشهاى را نصب كرد * تا كند با او يكى ساعت مصاف و داورى
قابض ارواح را فرمان رسيد از كردگار * كاى هماى جانستان در ذروهء نيلوفرى
خيز تا جان هوس پروردهء آن خاكسار * از پى آرايش دوزخ سوى مالك برى
اين بلا دانى به نمرود از چه معنى مىرسد * با تو گويم گر مرا از اهل تهمت نشمرى
ايزدش هر لحظه مىفرمود تعذيبى دگر * تا چرا آورد بيرون رسم « كركس » پرورى « 1 »
81 - مادر
كسى است كه در بخل به او مثل زده مىشود . « 2 »
82 - مأمون
مأمون بن هارون ، خليفهء عبّاسى .
83 - مؤيد الملك ابو اسمعيل الكاتب ( طغرائى ) ( 453 - 515 ه . ق )
حسين بن على بن محمّد بن عبد الصمد اصفهانى ، ملقّب به عميد و مؤيد الدين « 3 » و مؤيد الملك و استاد طغرائى ، يكى از علماء و فضلاء معروف شيعه است ، كه استاد زمان
هامش
( 1 ) . ر . ك : گزيده ، ص 747 .
( 2 ) . ر . ك : بدايع الملح ، ص 68 .
( 3 ) . ر . ك : معجم ، ج 10 ، ص 56 ؛ وفيات ، ج 1 ، ص 200 و ريحانة ، ج 4 ، ص 57 .