اذمّ جفونا ليس يقرحها البكا * و انكر قلبا لا يذوب من الوجد
ملامت مىكنم پلكهاى چشمى را كه ريش نمىكند گريستن ايشان را ، و انكار مىكنم دلى را كه نمىگدازد از اندوه .
الامام جار اللّه العلّامة :
كسانى اجلّ الشّارغيّين ملبسا * كمثل سجاياه و عرضى ابيضا
پوشانيد مرا بزرگترين شارغيان پوششى چو خوىهاى وى و چو آبروى من سپيد .
و قال : ارى سيف البلاغة عاطلا * فصيّرنى لا فضّ فوه مفضّضا « 1 »
و گفت : مىبينم شمشير بلاغت را بىپيرايه بگردانيد مرا ، كه شكسته مشودا دهان وى سيماندود .
فلا زلت فى اسنى اياديه مغمدا * و دمت على اشنى اعاديه منتضى
پيوسته با شما در شگرفترين نعمتهاى او در نيام كرده ، و هميشه بادما بر دشمنترين دشمنان وى بركشيده ( يعنى شمشير ) .
و قال ايضا :
و ما مزبد تعلو و تسفل رقّصا * جواريه فى آذيّه المتكافح
و نيست درياى با كفك كه برمىرود و فرو مىآيد پاىكوبان كشتىهاى او در موج وى با يكديگر جنگكننده .
خضمّ ترى الامواج فيه كأنّها * اذا التطمت اعراف خيل جوامح
پرآب است كه بينى موجها را درو گوئى كه اين موجها چو با يكديگر جنگ لطام كنند ، پشتهاى اسبان سركشند .
( 53 )
باجود منه يوم يلقى رحاله * بعقوته فلّ السّنين الجوائح
جوادتر از وى در آنوقت كه مىافكند پالانهاى خويش را در پيش سراى او هزيمت شدهء سالهاى قحط بركننده .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اساس در حاشيهء اين بيت نوشته شده است : « و قال عليه السّلام للنابغة الجعدى لمّا انشده :بلغنا السّماء مجدنا و علانا الغابة ، ج 5 ، ص 3 ، س 13 : « جدودنا » * و انّا لنرجو فوق ذلك مظهرافقال عليه السّلام الى اين يا ابا ليلى ؟ فقال : الى الجنّة : فقال عليه السّلام : لا فضّ فاك . »