رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به من فرمود : برايم قرآن بخوان و من سوره نساء را براى حضرت تلاوت كردم تا به اين آيه رسيدم :
فَكَيْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنا بِكَ عَلى هؤُلاءِ شَهِيداً
« 1 » ، « حال آنان چگونه است ، آن روز كه براى هر امّتى گواهى بر اعمالشان مىطلبيم ، تو را - اى پيامبر - گواه اينها قرار مىدهيم » به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نگريستم و ديدم اشك از ديدگانش جارى است .
پيامبر صلّى اللّه عليه و إله مردم را تشويق مىكرد كه با حالت زارى و فروتنى قرآن را بخوانند ، چنانكه جابر روايت مىكند ، آن حضرت فرمود : « خوش صداترين مردم كسى است كه هرگاه صداى تلاوتش را شنيديد او را چنان بيابيد كه از خداى متعال مىترسد . »
ابو بكر ، اهل گريه بود و هرگاه قرآن مىخواند بىاختيار اشكهايش سرازير مىشد . عمر بن خطاب با مردم نماز مىگزارد و در قرائت نماز چنان مىگريست كه قرائتش قطع مىگرديد و صداى ناله او در صف چهارم شنيده مىشد . عبد اللّه بن عمر سوره مطفّفين را قرائت كرد و چون به آيهء :
يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
« 2 » ، « روزى كه مردم در پيشگاه پروردگار جهانيان مىايستند » رسيد ، آنقدر گريست كه از خواندن بقيّه سوره بازماند . از گروهى از صحابه و تابعين نقل شده كه آنها موقع تلاوت قرآن از بيم و ترس عذاب الهى گريه مىكردند . خداوند در كتاب خود گريهكنندگان را مورد ستايش قرار مىدهد و از حال پيامبران و اولياى الهى كه به آنان پيوستند خبر مىدهد و مىفرمايد :
إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً * وَ يَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولًا * وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً
« 3 » ، « آنها كه پيش از اين علم و دانش به آنان داده شده هنگامى كه اين آيات بر آنها خوانده مىشود ، به خاك مىافتند و سجده مىكنند و مىگويند : منزّه است پروردگار ما كه وعده هايش بىشك انجامشدنى است . آنها بىاختيار به زمين مىافتند و سجده مىكنند و اشك مىريزند و هر زمان خشوعشان فزونتر مىشود . » و در جاى ديگر فرمود :
إِذا تُتْلى
هامش
( 1 ) - نساء / 41 .
( 2 ) - مطفّفين / 6 .
( 3 ) - اسراء / 107 - 109 .