تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 8

مساهمون:

ص٨
59 - فرمود انسان داراى عقل و قيافه است ، هر كس از عقل استفاده نكند اما قيافه خود را نگهدارد كامل نيست . مثل پيكرى است كه بىروح است و هر كه در جستجوى عقل متعارف است بايد صورت اصول و اضافيها را بداند . چون بيشتر مردم در پى مسائل اضافى و زيادى هستند و اصول را رها ميكنند هر كس پايه و اساس را بدست آورد از اضافات صرف نظر مىكند . اصل امور در انفاق و خرج كردن ، بدست آوردن از راه حلال است و ملايمت در طلب آن است . پايه و اصل امور در دين اينست كه اعتماد بر نمازها نمايد و پرهيز از گناهان كبيره كند و چنان متوجه اين پرهيز و نماز باشد كه يك چشم بهم زدن از آن غفلت نكند ، اگر محروم شود هلاك ميگردد ، اگر در اين راه به پيش برود تا بفقه و عبادت برسد اينست بهره عالى . اصل عقل عفت است و نتيجه‌اش خوددارى از گناه ، ريشه عفت قناعت است و نتيجه‌اش كم شدن اندوه ، ريشه شجاعت و دلاورى قدرت و نيرومندى است و نتيجه‌اش پيروزى است . ريشه كار قدرت و توانستن است و نتيجه‌اش شادى ، نمىتوان بر امور زندگى كمك گرفت مگر بوسيله عقل . و نه بر ادب مگر با بحث و جستجو و نه بر حسب و شخصيت مگر با وفا و نه بر وقار و سنگينى مگر با مهابت و نه بر سرور مگر با نرمى و نه بر مغز و خرد مگر با سخاوت . و نه بر بذل و بخشش مگر با اميد مكافات و پاداش و نه بر تواضع مگر با سلامتى صدر هر دليرى احتياج بعقل دارد . و هر كمك محتاج به تجربه است و هر سربلندى و سرافرازى نيازمند به كار خوب است و هر شادى محتاج به امن و آرامش است و هر خويشاوندى نياز بمودت و دوستى دارد و هر علمى احتياج به نيرو و پرهيز و نيازمند به بذل و بكاربردن آن است . توجه به چيزى كه بدردت نميخورد مكن با ترك كردن چيزى كه برايت ضرورى است كه بسيارى از سخن‌گويان هستند كه در غير محل حرف زده‌اند و اين سخن براى آنها اشكالى بوجود آورده . 60 - و نيز فرمود مبادا دورانديشى را جز براهنمائى عقل بجوئى كه اين خود خطائى است در راى ، بهترين عقل اينست كه حق را بوسيله خودش تشخيص دهد ، و بهترين علم وارد بودن شخص است بعلم خود بهترين جوانمردى نگهدارى آبروى خويش است و بهترين