تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
عبادت نداشتند و حتى نام خدا را هم نمىبردند و جز پادشاه براى خود خدائى نميدانستند . پسر پادشاه در زمان پدر خود با خدا پيمان بست كه اگر به سلطنت رسيد و لو يك روز عمل باطاعت خدا نمايد در مورد كارى كه پادشاهان قبل نميتوانستند و انجام نمىدادند وقتى بسلطنت رسيد و موقعيت و مقام يافت او را از قرارداد خود فراموشاند و همچون باده‌نوشان مست شده بود و از مستى مجال نمىآمد و سكر مستىاش زائل نميشد يكى از نزديكان پادشاه مرد صالحى بود كه در نزد شاه مقام و موقعيتى داشت . بسيار ناراحت بود از اين گمراهى شاه و فراموش نمودن پيمانش و هر وقت تصميم ميگرفت او را پند و اندرز دهد بيادش مىآمد ستمگرى و سخت‌گيرى او باز منصرف ميشد ديگر كسى جز او از اين امت باقى نمانده بود و مرد ديگرى نيز در يك قسمت مملكت وجود داشت كه شاه او را نمىشناخت و اسمش را هم نميدانست . يك روز جمجمه‌اى را كه در پارچه‌اى پيچيده بود آورد همين كه در طرف راست پادشاه نشست از داخل پارچه آن را بيرون آورد و با پاى خود آن را لگدكوب كرد در مقابل پادشاه تكه تكه‌اش ميكرد روى فرش بطورى كه فرشها كثيف شد از چيزهائى كه ميريخت پادشاه از ديدن اين جريان سخت عصبانى شد ، همه چشم به او دوخته بودند و نگهبانان شمشيرها را آماده كرده بودند منتظر دستور پادشاه بودند ، اما پادشاه خشم خود را مهار كرده بود در آن زمانها پادشاهان با تمام قدرت و سطوتى كه داشتند عجله در انتقام نميكردند و دورانديش بودند . تا بيشتر مرد مدار باشند و موجب آبادى مملكت شود و بنفع آنها بود و بهتر ماليات مىپرداختند . پادشاه سكوت اختيار كرده بود تا بالاخره اطرافيان از جاى حركت كرده رفتند . آن مرد جمجمه را در پارچه پيچيد و برد روز دوم و سوم نيز همين كار را تكرار كرد . وقتى ديد پادشاه سؤالى در مورد جمجمه نميكند و علت آن را نمىپرسد با آن جمجمه مقدارى خاك و يك ترازو آورد همان عمل سابق را كه نسبت بجمجمه انجام داد ترازو را گذاشت در يك طرف پول نقره نهاد و در طرف ديگر معادل آن خاك ريخت بعد همان خاك را در چشم جمجمه ريخت و مقدارى خاك نيز در دهانش پاشيد . ديگر صبر پادشاه بسر آمد و فرياد زد ميدانم اين كار را ميكنى بواسطه اينكه من برايت ارزشى قائلم و تو نسبت به من جرات پيدا كرده‌اى . شايد منظور مخصوصى
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 379 | العلامة المجلسي / موسى خسروى