تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
فانى ، او عزيز و ديگران ذليل او نمىخوابد و غافل نيست و نميخورد و نه مىآشامد ضعيف نيست و مغلوب نميشود . ناتوان نيست و چيزى او را ناتوان نميكند . پيوسته بوده و خواهد بود . و روزگار در او تأثيرى نمىگذارد و در دگرگونيها موجب تغيير او نميشود . و زمانه تبديلى در او بوجود نمىآورد از حالى به حال ديگر نميرود . مكانى از او خالى نيست و از او چيزى پنهان نه . دانائى است كه چيزى بر او پنهان نيست توانائى است كه چيزى از دستش نميرود و بدانى كه خدا رؤف و مهربان و عادل است و پاداشى دارد كه مربوط به اطاعت‌كنندگان است و عذابى را آماده كرده براى معصيت‌كاران و براى خدا در راه رضاى او عمل كنى و از خشم او بپرهيزى . پسر پادشاه پرسيد چه چيزها خالق يكتا را خشنود ميكنند ؟ حكيم گفت اينكه مطيع او باشى و مخالفت با دستورش نكنى و اينكه به ديگران چنان كنى كه مايلى با تو بكنند . و از ديگران دست بدارى از چيزهائى كه مايلى دست از تو بدارند اين عدالت است و در عدالت رضاى خدا است و پيرو آثار و سنن انبيا و پيامبران باشى پسر پادشاه گفت : حكيم بيشتر مرا نسبت به دنيا بىميل كن و از اوضاع دنيا مرا مطلع گردان . حكيم گفت وقتى من دنيا را محل تغيير و زوال و دگرگونى از حالتى به حال ديگر يافتم و ديدم مردم هدف مصائب دنيايند و در گرو نيستى هستند . ديدم پس از صحت بيمارى است و بعد از جوانى پيرى و پس از ثروت فقر و بعد از شادى غم و بعد از عزت ذلت و بعد از آسايش گرفتارى و بعد از ايمنى خوف و بعد از حيات مرگ . عمرها كوتاه و اجلها در كمين و تيرها بسوى هدف . و بدنها ضعيف و ناتوان كه قدرت دفاع و پناه ندارند . فهميدم دنيا جداشدنى و فرسوده و نابودشدنى است و از آنچه مشاهده كردم پى بردم به آنچه مشاهده نمىكنم از ظاهر دنيا به باطنش و از واضح آن به مشكلش و از آشكار آن باسرارش و از وارد شدن به دنيا به خارج شدن از آن . از دنيا پرهيز كردم بواسطه اين بينش و فرار نمودم بواسطه اين مشاهدات . در همان بين كه مىبينى حسرت يك نفر را ميخورند شادمان و فرمانروا است در زندگى عالى و نعمت فراوان و شادابى جوانى و ابتداى زندگى و حسرتى كه ديگران از ملك و مملكت او ميخورند و ارزش سلطنتش و صحت بدنش ناگهان دنيا آنچه را كه بيشتر موجب دل خوشى او بود تغيير ميدهد و آنچه ديده‌اش را روشن‌تر