چهرههاى زرد دارند گريه زياد ميكنند و اشكهايشان جارى است مردم شادند آنها غمگين ، مردم در خوابند آنها شب زندهدار ، وقتى حاضرند شناخته نمىشوند و وقتى غايبند گم نشدهاند . اگر بخواستگارى دختران بروند با آنها ازدواج نمىكنند دلهاى محزون دارند و شر آنها مامون است ، داراى نفسى عفيف و نيازهاى سبك و خفيف هستند لبان خشك از تشنگى و شكمهاى خالى از گرسنگى ، ديدههاى به هم خورده از بيدارخوابى ، كنارهگيرى از دنيا در آنها آشكار است . و پيوسته بيمناكند هر كدام از ايشان كه بميرند ديگرى همچون او جايش را ميگيرد آنهايند كه در قيامت چهرهشان چون ماه تابان مىدرخشد مورد حسرت گذشتگان و آيندگانند ، نه بيمى بر آنها است و نه محزون ميشوند .
92 - فرمود : مؤمن علاقه بزندگى پايدار دارد و بىميل بدنياى ناپايدار است حلم را با علم ، علم را با عمل مخلوط مىكند ، دير كسل مىشود و پيوسته در حال نشاط است آرزوى دور و دراز ندارد و قلبش زنده است ، زبان ذكرگو دارد سخن در باره چيزى كه دوستان بر آن اعتماد ندارند نميگويد و شهادت را در باره دشمنان پنهان نميدارد هرگز كار نيكى را از روى ريا انجام نميدهد و نه از خجالت ترك مىكند . اميد بخير او هست و از شرش در امانند اگر در ذاكرين باشد غافل نيست ، اگر در ميان غافلان باشد از جمله ذاكران به حساب مىآيد . ستمگر خويش را مىبخشد و به كسى كه او را محروم نمود عطا مىكند و با قاطع خويشاوندى رابطه برقرار مينمايد و نيكى مىكند به كسى كه به او بدى كرده بردبارى را از دست نمىدهد و در كارهاى مشكوك عجله ندارد ، از نادانى فاصله دارد و گفتار نرم دارد ، نيكى او نزديك و كار زشتش دور است . راستگو و خوش كردار است . خيرخواه و بيزار از شر است ، در پيشآمدها سنگين و در گرفتاريها شكيبا ، و در نعمت و فراوانى شكرگزار است ستم به دشمن خود نميكند و نه بگناه دست مىزند در باره دوست . چيزى را كه مال او نيست ادعاى آن را نميكند و منكر حق ديگران بر خود نميشود . خود به حق اعتراف مىكند پيش شهادت مشهود هر چه در اختيار او بگذارى در حفظش ميكوشد . علاقهاى به چيزى كه ضرورى او نيست ندارد مردم را با لقب تمسخر نميگيرد و ستم به كسى روا نميدارد و كسى را مسخره نميكند و زيان بهمسايه نمىرساند و در گرفتارى و مصيبت مردم را شماتت نمىكند به باز پس دادن امانتها تربيت شده . در اطاعت و بندگيها سرعت دارد ، مواظب نمازها است و در انجام كارهاى زشت كند است .
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٦