بنادانى وارد كارها نميشود ، و از حق بواسطه ناتوانى خارج نميشود اگر سكوت كند از سكوت خود ملول نميگردد اگر سخن بگويد خطا ندارد اگر بخندد صداى خندهاش از گوش او بلندتر نميشود ، خشم ، او را نافرمانى نمىكند .
و هوىپرستى بر او پيروز نميشود و حرص او را مغلوب نمىكند . و شهوت بر او فرمانروائى نخواهد كرد ، با مردم براى علم آميزش دارد . و ساكت است تا سالم بماند . مىپرسد تا بفهمد سكوت مىكند در باره كار خوب تا عمل به آن بنمايد هرگز سخن كار خود را نمىگويد تا افتخار بر ديگران بكند . جان خود را به رنج مياندازد و ديگران از او آسايش مىيابند برنج مىافتد براى آخرت .
مخالفت هواى نفس مىكند در راه اطاعت خدا ، فاصلهاش از كسى كه با او فاصله دارد بواسطه عفت و پاكدامنى است و نزديكى او با نزديكان رحمت و ملايمت است فاصلهاش از كبر و خودپسندى نيست و نه نزديكى او نيرنگ . پيرو پيشينيان مؤمن است و پيشواى آيندگان پرهيزكار .
93 - فرمود : خوشا به حال زاهدان در دنيا كه دل بآخرت بستهاند . آنها زمين را گهواره و خاك را بالش و آب را عطر و كتاب خدا را شعار و دعا را كار خود قرار دادهاند . خداوند به بنده خود عيسى مسيح وحى كرد كه به بنى اسرائيل بگو داخل يكى از خانههاى من نشويد مگر با دلى پاك و چشمى خاشع و دستهاى پرهيزكار و به آنها اعلام كن دعاى هيچ يك از آنها را اجابت نميكنم در صورتى كه حقى از ديگرى به گردن او باشد .
94 - و فرمود مؤمن در پيشآمدهاى سخت سنگين است و در ناملايمات پايدار و در بلا شكيبا و در رضا و فراوانى سپاسگزار ، قانع به روزى خدا است ستم به دشمنان نميكند و گناه به گردن خود در رابطه با دوستان نميگيرد . مردم از او در آسايشند اما او خود را برنج مياندازد . علم دوست اوست و عقل همنشين ، حلم وزيرش و صبر اميرش و مدارا برادرش و ملايمت پدرش .
95 - سخن آن جناب به نوف بكالى : ميدانى نوف ، شيعه من كيست ؟ گفت نه به خدا ، فرمود شيعه من كسى است كه لبان او خشك شده شكمش خالى است .
رهبانيت از چهرهاش آشكار است . گوشهگير است در شب و شير است در روز . شب هنگام جامه بر تن مىپوشند و ردا بر دوش مىافكنند و به پا ميايستند و چهره بر خاك مىنهند اشكشان بر صورت جارى مىشود از خدا تقاضا ميكنند كه از آتش جهنم
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧