تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
برداريد نگوئيد برادر من يا عمو يا همسايه من است . خداوند وقتى در باره كسى نيكى را اراده كرده باشد روح او را پاك مىكند هر كار نيكى را شنيد مىپذيرد و هر كار زشت را زشت ميشمارد بعد خداوند بر دل او كلمه‌اى الهام مىكند كه باعث پيشرفت كارش مىشود . اى پسر نعمان اگر ميخواهى برادرت بواقع تو را دوست داشته باشد با او شوخى نكن و نه بمراء و مباحثه بپرداز و نه بر او افتخار كن و نه با او به مخاطبت بپرداز و دوست خود را بر اسرارت آگاه نكن مگر اسرارى كه اگر دشمن بر آن مطلع شد موجب ضررى نميشود زيرا دوست نيز گاهى دشمن مىشود . پسر نعمان شخص مؤمن نيست مگر اينكه در او سه روش باشد يكى را از خدا فراگيرد و يكى را از پيامبر و سومى را از امام . اما روشى را كه از خدا مىآموزد اينست كه سر نگهدار باشد خداوند ميفرمايد :
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً
« 1 » . اما آنچه از پيامبر صلى الله عليه و آله فرامىگيرد مدارا كردن با مردم است و با آنها با اخلاق شايسته رفتار نمودن و آنچه از امام مىآموزد شكيبائى در گرفتاريها ( جنگها ) و ناراحتيها است تا خداوند فرج را برساند . پسر نعمان بلاغت به تيززبانى و ياوه‌سرائى نيست ولى بلاغت دريافت معنى و رسيدن به حجت و دليل است . پسر نعمان ، هر كه همنشينى كند با كسانى كه دوستان خدا را فحش ميدهند معصيت خدا را كرده هر كس خشمى را فرو برد در راه ما كه نميتواند در مقابل آن نظر خود را انجام دهد با ما خواهد بود در درجات عالى بهشت و هر كه روزش را با افشاى اسرار ما شروع كند گرفتار خنجر تيز و زندان تنگ خواهد شد . پسر نعمان ، علم را براى سه كار مجو . 1 - براى ريا و تظاهر نمودن . 2 - براى مباهات و افتخار كردن . 3 - و نه براى اينكه به بحث و جدل بپردازى و نه علم را براى سه چيز واگذار . 1 - براى علاقه بنادانى . 2 - بىميلى بعلم . 3 - خجالت از مردم . علمى كه آن را نگهدارى مانند چراغى است كه روى آن سرپوش بگذارند .
هامش
( 1 ) جن ، آيهء 26 .