تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
اى پسر نعمان : ما خانواده‌اى هستيم كه شيطان در ميان ما وارد مىكند كسانى را كه از ما نيستند و معتقد بدين مايند همين كه او را بمقامى رسانيد و مردم متوجهش شدند شيطان وادارش مىكند بما دروغ ببندد همين كه يك نفر رفت ديگرى جاى او را ميگيرد . پسر نعمان ، هر كس از او چيزى بپرسند و بگويد نميدانم داراى نيمى از علم مىشود و مؤمن كينه مىورزد تا در مجلس حضور دارد وقتى از جاى حركت كرد و رفت كينه او از بين ميرود . پسر نعمان عالم نميتواند آنچه ميداند به تو بگويد زيرا آن اسرار خدا است كه بجبرئيل سپرده‌اند و او به حضرت محمد و آن جناب بعلى و على ( ع ) به امام حسن و ايشان به حضرت حسين و آن جناب بعلى بن الحسين و ايشان به محمد بن على و آن جناب به كسى كه بايد سپرده ، مبادا عجله كنيد به خدا قسم اين امر سه مرتبه نزديك شد و افشا كرديد خداوند آن را تاخير انداخت ، خدا را سوگند ياد ميكنم كه شما اسرارى نداريد مگر اينكه دشمن شما بهتر از آن اطلاع دارد . پسر نعمان ، جان خود را حفظ كن مخالفت با من مكن و سرم را فاش مگردان مغيره بن سعيد بپدرم دروغ بست و سرش را فاش كرد خداوند او را مبتلا بحرارت آهن كرد و ابو الخطاب به من دروغ بست و سرم را فاش كرد مبتلا بحرارت آهن شد هر كه كتمان امر ما را بنمايد خداوند او را مىآرايد در دنيا و آخرت و پاداشش را ميدهد و او را از گرفتار شدن بحرارت آهن و زندانهاى تنگ نگه ميدارد بنى اسرائيل گرفتار قحط سالى شدند بطورى كه چهارپايان آنها از بين رفت و نتاج نابود شد موسى بن عمران دست بدعا برداشت خداوند به او فرمود موسى آنها آشكارا بزنا و رباخوارى مشغول شدند معبدها را آراستند و زكات را از ميان بردند . گفت خدايا به لطف كرم خويش بر آنها عنايت فرما آنها مردمانى نادانند . خداوند به او وحى كرد من باران ميفرستم و بعد از چهل روز آنها را آزمايش ميكنم . آنها اين سر را فاش كردند خداوند چهل سال از آنها باران را قطع نمود شما نيز فرجتان نزديك شد ولى در مجالس افشاگرى گرديد . اى ابا جعفر ، شما را چه بمردم از آنها دست برداريد ، هيچ كس را دعوت به اين اعتقاد نكنيد به خدا قسم اگر همه اهل آسمانها و زمين جمع شوند تا يك نفر را كه خدا مىخواهد او را هدايت كند گمراه نمايند نمىتوانند از مردم دست