حنا به خود بمالد برايش امان است از جنون و جذام و برص و مرض خارش پوست تا مرتبه دوم كه باز نوره ميكشيد .
كافى : حسن بن عاصم گفت : خدمت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم با شانه عاج مشغول شانه زدن بود . عرضكردم : فدايت شوم بعضى از عراقيها معتقدند كه با شانه عاج حلال نيست شانه كردن ، فرمود بچه جهت ؟ پدرم يك يا دو شانه عاج داشت فرمود : با شانه عاج شانه بزنيد كه موجب از بين رفتن و با مىشود .
كافى : موسى بن بكر گفت : حضرت موسى بن جعفر را ديدم با شانه عاج شانه ميكرد ، برايش خودم خريدم .
كافى : حفص گفت : كسى را نديدم بر خود بيشتر بترسد از موسى بن جعفر عليه السّلام و نه كسى بيشتر از او براى مردم اميدوارتر بود از روى حزن و اندوه ، قرائت قرآن ميكرد ، وقتى قرآن ميخواند مثل اينكه با كسى صحبت مىكند .
كافى : مرازم گفت : با حضرت موسى بن جعفر وارد حمام شدم وقتى خارج شد و بسر حمام آمد دستور داد بخور بياورند و خود را بخور داد . فرمود : براى مرازم هم بخور ببريد . عرضكرد : هر كس بخواهد از بخور استفاده مىكند ، فرمود : بسيار خوب .
كافى : احمد بن ابى خلف غلام موسى بن جعفر كه او و پدر و مادر و برادرش را حضرت موسى بن جعفر خريد و آزاد كرد خود احمد را مكاتبه نمود « 1 » و او را مامور خريد بازار و امين دخل و خرج كرد .
احمد گفت : زنان موسى بن جعفر دانه خرماى صيحانى كه روى آن پوست و خرما نداشت و پاك بود روى آتش ميگذاشتند قبل از بخور دادن همين كه دانه خرماى شروع ببخور ميكرد بقيه دانهها را ميريختند و خود را از دور بخور ميدادند اين طور خوشبوتر و بهتر است و امر ميكردند همين طور بخور دهيد .
كافى : خلف بن حماد كوفى گفت : يكى از اصحاب با دخترى كه هنوز
هامش
( 1 ) مكاتبه كه با غلام قراردادى مىگذاردند كه پس از پرداخت فلان مبلغ و گذشت فلان زمان آزاد خواهد بود .