تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
حيض نشده بود ازدواج كرد ، وقتى با او نزديكى كرد خون جارى شد كه تا حدود ده روز قطع نشد ، گفت او را بقابله‌ها و زنانى كه وارد هستند نشان بدهيد زنها اختلاف كردند ، بعضى گفتند خون حيض و بعضى معتقد بودند خون بكارت است . اين مسأله را از فقهاى خود مثل ابو حنيفه و ديگران سؤال كردند . در جواب گفتند پيش آمد مشكلى است نماز هم واجب است بايد وضو بگيرد و نمازش را بخواند و شوهرش از نزديكى با او خوددارى كند تا پاك شود اگر خون حيض باشد نماز خواندنش ضرر ندارد اگر خون بكارت باشد كه بايد نماز بخواند دخترك همين كار را كرد . خلف بن حماد گفت : همان سال من به حج رفتم وقتى بمنى رسيديم پيغام بموسى بن جعفر عليه السّلام دادم و بايشان عرض كردم مسأله‌ايست كه براى ما خيلى مشكل شده اگر اجازه ميدهى از شما سؤال كنم . جواب داد وقتى مردم از رفت و آمد افتادند و خلوت شد بيا پيش من ان شاء اللَّه . ايستادم تا شب شد و مردم از رفت و آمد افتادند رفتم بخيمه موسى بن جعفر عليه السّلام ، همين كه نزديك خيمه رسيدم غلام سياهى را ديدم سر راه نشسته گفت : كيستى ؟ گفتم : يكى از حاجيانم . پرسيد اسمت چيست ؟ گفتم : خلف بن حماد گفت : بدون اجازه وارد شو مرا دستور داده است اينجا بنشينم هر وقت آمدى به تو اجازه بدهم ، داخل خيمه شده سلام كردم . جواب سلام مرا داد تنها روى تشك نشسته بودم در خيمه هيچ كس جز امام نبود همين كه نشستم از حالم جويا شد من نيز از حال امام پرسيدم . عرضكردم يكى از دوستان شما با دخترى كه هنوز حائض نشده بود ازدواج كرد پس از همبستر شدن خون از دختر مىآمد در حدود ده روز اين خون طول كشيد . زنهاى قابله اختلاف داشتند بعضى ميگفتند خون حيض است و گروهى معتقد بودند خون بكارت است اين زن چه بايد بكند . فرمود از خدا بپرهيز و اگر خون حيض است نماز نخواند تا پاك شود و