مردم مدينه ايشان را زين المجتهدين ميناميدند ، بواسطه كظم غيظ و حلمى كه داشت كاظم لقب داشت مدتها بر نابكارى ظالمين صبر كرد تا بالاخره در زندان آنها با غل و زنجير از دنيا رفت صلى اللَّه عليه .
ابو الفرج در مقاتل الطالبيين از احمد بن محمّد بن سعيد از يحيى بن حسن نقل مىكند : هر وقت موسى بن جعفر عليه السّلام از كسى چيزى ميشنيد كه آزرده ميشد كيسه پر از دينار طلا براى او ميفرستاد . كيسههاى دينار موسى بن جعفر بين سيصد تا دويست دينار بود و كيسههاى دينار آن جناب مثل قرار گرفته بود .
مناقب : هشام بن حكم گفت : موسى بن جعفر عليه السّلام با برهه نصرانى فرمود :
بكتاب خود انجيل چقدر اطلاع دارى . جوابداد من عالم به آن كتاب و تأويلش هستم موسى بن جعفر عليه السّلام شروع به خواندن انجيل بود .
ابرهه گفت : عيسى مسيح همين طور تلاوت ميكرد جز عيسى كسى چنين نخوانده انجيل را من مدت پنجاه سال است كه در جستجوى چون تو بودهام بدست موسى بن جعفر عليه السّلام مسلمان شد « 1 » .
موسى بن جعفر عليه السّلام بطور ناشناس وارد يكى از دهات شام شد از حكومت وقت گريزان بود رسيد بدر غارى كه در آنجا راهى بود هر سال يك روز پيروان خود را موعظه ميكرد . همين كه چشم راهب بموسى بن جعفر عليه السّلام افتاد هيبتى از آن آقا بر دل او وارد شد عرض كرد : شما غريب هستيد فرمود : آرى .
عرضكرد : از ملت ما هستيد يا از غير ما فرمود از شما نيستم پرسيد تو از امت مرحومه ( امت محمّد ) هستى فرمود : بلى . عرض كرد از نادانان آنهائى يا از دانشمندانشان
هامش
( 1 ) در روايت ص 114 نام او را بريه مينويسد و نقل مىكند كه زن همراه او نيز مسلمان شد هشام با او و آن زن خدمت حضرت صادق رسيدند و جريان را بعرض امام رساند بريه گفت شما از كجا تورات و انجيل و كتابهاى پيامبران را داريد فرمود به ارث از آنها بما رسيده همانطور كه آنها ميخواندهاند ما ميخوانيم خدا در روى زمين حجتى قرار نميدهد كه از او چيزى بپرسند بگويد نميدانم .