گفت : اين جواب را كه از او شنيدم خيلى بنظرم بزرگ و با شخصيت جلوه نمود . عرضكردم : فدايت شوم معصيت از كه سر مىزند . نگاهى به من نموده فرمود :
بنشين تا برايت توضيح دهم . نشستم .
فرمود : گناه يا بايد از بنده سر بزند يا از خدا يا از هر دو . اگر از خدا باشد او عادلتر و با انصافتر از اينست كه بندهاش را كيفر كند بواسطه كارى كه انجام نداده اگر از هر دو سر زده باشد پس خدا با او شريك است ، قوى شايستهتر است كه انصاف دهد بندهى ضعيفش را ، اگر از بنده تنها سر بزند به همين جهت خدا امر و نهى مىكند و ميتواند ثواب دهد يا عقاب فرمايد و شايسته بهشت برين يا آتش جهنم گردد .
گفتم : «
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ
» « 1 » نژادى هستند كه عظمت و بزرگوارى را از يك ديگر به ارث مىبرند .
ثعلبى در كشف و بيان مينويسد : با اينكه احمد بن حنبل از اهل بيت پيامبر كناره مىگرفت هر وقت از امام هفتم عليه السّلام روايت ميكرد ميگفت : حديث كرد مرا موسى بن جعفر فرمود ، حديث كرد مرا پدرم حضرت صادق همين طور تا پيامبر اكرم . احمد گفت : اين سلسله سند را اگر بر ديوانه بخوانند ديوانگى او بر طرف مىشود .
ابو نواس در يك ملاقات در مدح موسى بن جعفر اين شعر را سرود :
اذا ابصرتك العين من غير ريبة * و عارض فيك الشك اثبتك القلب
و لو ان ركبا امموك لقادهم * نسيمك حتى يستدل بك الركب
جعلتك حسبى في امورى كلها * و ما خاب من اضحى و انت له حسب
مناقب : صفوان جمال گفت : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم امام بعد از شما
هامش
( 1 ) معنى شعر : وقتى چشم بشما مىافتد بدون شك شخصيت و جلالت شما را در مىيابد اگر كاردانى شما را رهنماى خود قرار دهند به تمام هدف و منظور خود ميرسند من ترا كفيل و پشتيبان خود قرار دادهام كسى كه چون ترا پشتيبان خود قرار داده نااميد نمىشود .