راهب سؤالهاى زيادى از موسى بن جعفر عليه السّلام نمود تمام آنها را جواب داد امام از راهب سؤالهائى كرد نتوانست جواب بدهد . عرضكرد : مرا مطلع فرما از هشت حرف كه چهار حرف آن در زمين آشكار شد و چهار حرف در آسمان باقى ماند ، آن چهار حرف آسمان بر كه نازل شد و چه كسى آن را تفسير مىكند .
فرمود : او قائم آل محمّد است كه آن چهار حرف را بر او نازل مىكند و او تفسير مىكند آنها را ، بر او چيزهائى نازل مىكند كه بر صديقين و پيامبران و هدايت يافتگان نازل نميكند .
آنگاه گفت : دو حرف از حرفهائى كه در زمين است بفرمائيد چيست ؟
فرمود : هر چهار را برايت توضيح مىدهم اولى آنها : «
لا إله الا اللَّه وحده لا شريك له باقيا
» . دومى : «
محمّد رسول اللَّه مخلصا
» سومى : « ما خانواده پيامبريم » چهارمى :
« شيعيان ما از ما محسوب مىشوند ما نيز از رسول خدا هستيم و رسول خدا با خدا پيوستگى دارد » .
راهب گفت : گواهى مىدهم بوحدانيت خداى يكتا و رسالت محمّد مصطفى صلّى اللَّه عليه و آله كه هر چه او آورده حق و واقعيت است و شما برگزيدگان خلق هستيد و شيعيان شما پاكيزگانى هستند كه خداوند آنها را امتياز بخشيده و وارث زمين خواهند بود در آخر الزمان .
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ *
.
حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام لباسى از خز و پيراهنى قهستانى « 1 » با يك رداء و كفش و كلاهى آنها را به او بخشيد نماز ظهر را خواند به او فرمود : خود را ختنه كن . گفت : مرا در روز هفتم تولد ختنه كردند .
برسى در مشارق الانوار مىنويسد : صفوان بن مهران گفت : روزى حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود : شتر سواريش را ببرم درب خانه . شتر را بردم . حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام با عجله آمد در آن موقع شش ساله بود سوار شتر شده او را
هامش
( 1 ) محلى است بين نيشابور و هرات از قاموس همان قاينات است .