خداوند فرزندان او را بر آتش جهنم حرام كرده .
اين فرمايش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله مخصوص فرزندان بدون واسطه خود او هست حسن و حسين فقط به خدا قسم به اين مقام نرسيدند مگر بواسطه بندگى و اطاعت خدا اگر بنا باشد تو با معصيت و مخالفت خدا مقام آنها را با بندگى بدست آوردهاند بيابى تو در نزد خدا از آنها گرامىترى .
در عيون مينويسد : زيد بن موسى تا آخر خلافت متوكل زنده بود در سرمنرأى فوت شد ، بالاخره اين همان زيد النار مشهور است كه اهل رجال او را تضعيف كردهاند از آن جمله مجلسى در وجيزه و در عمده مينويسد : حسن بن سهل با او جنگ كرد و بر او پيروز شد زيد را پيش مأمون فرستاد او را دست بسته از مرو پيش مأمون آوردند مأمون فرستاد خدمت برادرش حضرت رضا عليه السّلام و جرم او را ببرادرش بخشيد . حضرت رضا قسم ياد كرد كه تا زنده است با او صحبت نخواهد كرد دستور داد آزادش كنند بعد مأمون زيد را مسموم كرد و از دنيا رفت .
ابن شهر آشوب - در معالم مينويسد : حكيمه دختر موسى بن جعفر عليه السّلام گفت : وقتى ببالين خيزران رفتم براى زايمان حضرت جواد حضرت رضا عليه السّلام مرا خواست فرمود : حكيمه ! برو براى ولادت فرزندم ، خيزران را با قابله در يك خانه قرار ده . چراغى براى ما گذاشت و در را به روى ما بست .
همين كه حالت زايمان به او دست داد چراغ خاموش شد طشتى مقابل او بود من از خاموش شدن چراغ افسرده شدم ، در همين موقع حضرت جواد داخل طشت قرار گرفت بر روى پيكرش چيز نازكى شبيه جامه قرار داشت و نورش ميدرخشيد بطورى كه خانه روشن شد . ما بوسيله نور خودش او را ديديم من فورى او را برداشتم و روى دامن گرفته آن روكش نازك را از بدنش گرفتم . حضرت رضا آمد درب را باز كرد ما كار او را تمام كرديم حضرت جواد را گرفت و در گهواره گذاشت فرمود : حكيمه ! كنار گهواره او باش .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 284
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٤