رجال كشى : محمّد بن فضيل گفت : عرض كردم به حضرت رضا عليه السّلام حال آنها كه توقف در پدرت حضرت موسى بن جعفر نمودهاند چگونه است ؟ فرمود : خدا آنها را لعنت كند چقدر دروغ ميگويند آنها خيال ميكنند من عقيم و بدون فرزند هستم منكر كسى هستند كه بعد از من عهدهدار امامت خواهد شد .
رجال كشى : عمر بن يزيد گفت : وارد شدم خدمت حضرت صادق مدتى با من در باره فضائل شيعه صحبت كرد آنگاه فرمود : بعضى از شيعيان بعد از من خواهند آمد كه از ناصبىها بدترند .
عرضكردم : آقا مگر آنها ادعاى محبت با شما ندارند و از دشمنانتان بيزار نيستند . فرمود : چرا ، عرضكردم : آقا معرفى بفرما تا آنها را بشناسيم مبادا از آنها نباشيم . فرمود : نه هرگز تو از آنها نيستى آنها گروهى هستند كه در باره زيد و موسى بن جعفر گمراه ميشوند .
على بن جعفر گفت : مردى خدمت برادرم موسى بن جعفر عليه السّلام آمد عرضكرد :
فدايت شوم امام كيست ؟
فرمود : آنها پس از مرگ من گمراه ميشوند ميگويند همين قائم است با اينكه قائم سالها بعد از مرگ من خواهد آمد .
حسين بن محمّد بن عمر بن يزيد از عموى خود نقل كرد كه گفت : ابتداى پيدايش مذهب واقفه اين بود كه سى هزار دينار پيش اشعثها جمع شد از زكات مالشان و ساير پولهائى كه واجب بود بپردازند اين پول را دادند به دو وكيل موسى ابن جعفر عليه السّلام در كوفه يكى بنام حيان سراج و مرد ديگرى كه با او بود در آن زمان حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام زندانى بود آنها با اين پول خانهها خريدند و معامله ميكردند گندم و جو ميخريدند از پس درگذشت حضرت موسى بن جعفر . وقتى آنها خبردار شدند مرگ امام را انكار كردند و در بين مردم منتشر كردند كه او نخواهد مرد چون قائم است . گروهى نيز بر سخن آنها اعتماد كردند تا بين مردم مشهور شد موقع مرگ آنها كه رسيد وصيت كردند كه آن مال را بوارث موسى بن جعفر عليه السّلام
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 244
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٤٤