ازدواج نميكردند . به خدا قسم او طعم مرگ را چشيد همان طورى كه على بن ابى طالب چشيد .
عرضكردم : به من چه دستور ميدهى فدايت شوم ؟ فرمود : دست از دامن فرزندم محمّد پس از من برندار ولى من مسافرت به جائى ميكنم كه برنخواهم گشت .
فرمود : باعث بركت است قبرى كه در طوس است و دو قبرى كه در بغداد است .
عرض كردم يك قبر را اطلاع داريم ، اما دومى قبر كيست ؟ فرمود : به زودى خواهيد شناخت ، آنگاه فرمود : قبر من و قبر هارون مثل اين دو انگشت است ، انگشتهاى خود را بهم چسبانيد .
رجال كشى - داود رقى گفت : به حضرت رضا عليه السّلام عرضكردم : فدايت شوم به خدا قسم در دلم هيچ شكى در باره امامت شما نيست جز حديثى كه ذريح از حضرت باقر نقل كرده فرمود : چه حديث . گفتم : شنيدم از او كه ميفرمود : هفتمى ما قائم ما است ان شاء اللَّه .
حضرت رضا فرمود : راست ميگوئى ذريح و حضرت باقر نيز راست گفتهاند شكّم زيادتر شد آنگاه فرمود : داود ! اگر موسى بخضر نميگفت :
سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ صابِراً
اگر خدا خواست مرا شكيبا خواهى يافت . از خضر راجع به چيزى سؤال نميكرد همين طور حضرت باقر كه اگر نميفرمود ان شاء اللَّه همان بود كه گفته بود در اين موقع قطع بامامت آن جناب پيدا كردم .
رجال كشى - بزنطى از محمّد بن فضيل از حضرت رضا نقل كرد كه گفت : عرض كردم فدايت شوم من ابن ابى حمزه و ابن مهران و ابن ابى سعيد را دشمنترين مردم ديدم نسبت به خدا . فرمود : براى تو چه ضرر دارد گمراهى اشخاص در صورتى كه خود هدايت يافته باشى آنها پيامبر خدا را تكذيب كردند و فلانى و فلانى و حضرت صادق و موسى بن جعفر عليهما السّلام را نيز تكذيب كردند من از راه و روش آباء خود پيروى ميكنم .
عرضكردم فدايت شوم روايت داريم كه شما فرمودهاى براى ابن مهران ،