باشد ، گر چه آن ملعون مشرك علاقه نداشته باشد . عرضكردم آقا ! مشرك است ؟ فرمود :
آرى به خدا قسم دماغش به خاك ماليده شود اين چنين در قرآن مجيد است :
يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ
در باره او و اشخاص شبيه او است كه تصميم دارند نور خدا را خاموش كنند .
عيبجوئى بر اين فرقه بيش از آن است كه به حد شماره در آيد كه ما كتاب را بذكر تمام آن طولانى نميكنيم ، چگونه ميتوان اعتماد بروايات چنين اشخاصى كرد كه داراى اين خصوصيات باشند و ائمه عليهم السّلام در باره آنها چنان فرموده باشند اگر دشمنى كسانى كه تمسك جستهاند باخبارى كه فرقه واقفه نقل كردهاند نبود نبايد گوش بذكر چنين خبرهائى داده ميشد ، زيرا ما به اندازه كافى در باره اثبات امامت حضرت رضا عليه السّلام نص صريح نقل كرديم كه بطلان گفتار آنها را آشكار مىكند ، در ضمن معجزههائى كه بدست حضرت رضا عليه السّلام اجرا شده شاهد ديگرى بر بطلان ادعاى آنها است كه در كتابها ثبت است به همين جهت گروهى از واقفى - مذهبان برگشتند و بامامت حضرت رضا معترف شدند از قبيل عبد الرحمن بن حجاج ، رفاعة بن موسى و يونس بن يعقوب و جميل بن دراج و حماد بن عيسى و ديگران اينها از اصحاب موسى بن جعفر عليه السّلام بودند كه در امامت حضرت رضا شك داشتند بعد برگشتند و همچنين اشخاصى كه در زمان خود حضرت رضا بودند مانند احمد بن محمّد بن ابى نصر و حسين بن على وشاء و ديگران از كسانى كه جزء واقفى مذهبان بودند ولى امامت حضرت رضا كه براى آنها ثابت شد پذيرفتند و امامت جانشينان او را نيز از فرزندانش قبول كردند .
عيون اخبار الرضا - جعفر بن محمّد نوفلى گفت : خدمت حضرت رضا رسيدم در پل اربق ( از نواحى رامهرمز خوزستان است ) رسيدم سلام كرده نشستم . گفتم :
فدايت شوم ، بعضى چنين مىپندارند كه پدرت زنده است فرمود دروغ مىگويند خدا آنها را لعنت كند اگر زنده ميبود ما ميراث او را تقسيم نميكرديم و زنانش