تأكيد و تقويت اين اطلاع شود چنانچه اخبار زيادى را ما از نظر كمك در مورد مسائل شرعى كه بوسيله عقل و شرع و ظاهر قرآن و اجماع است بر ايمان ثابت شده نقل ميكنيم ، در اين مورد نيز از نظر تأييد و كمك اين اخبار را ذكر كرديم .
اما آنچه واقفى مذهبان نقل كردهاند خبرهاى واحد است كه دليلى براى تقويت آنها وجود ندارد و امكان ادعاى صحت آنها نيست با اينكه راويان اين اخبار قابل قبول نيستند و نميتوان بقول آنها و روايتشان اعتماد نمود . تازه با همه اين توضيحات آن اخبار قابل تأويل مىباشد .
سپس شيخ طوسى مقدارى از اخبارى كه واقفىها تراشيدهاند نقل كرده و آنها را تأويل مينمايد هر كس مايل است از آنها اطلاع حاصل كند مراجعه بكتاب غيبت شيخ طوسى نمايد .
سپس مينويسد : در ضمن روايت رسيده است كه چرا گروهى معتقد بوقف شدند و از امامت موسى بن جعفر تجاوز نكردهاند راويان مورد اعتماد نقل كردهاند اولين كسى كه اظهار اين اعتقاد را كرد على بن ابى حمزه بطائنى و زياد بن مروان قندى و عثمان بن عيسى رواسى بودند جمع دنيا آنها را واداشت و به زور و زيور آن فريفته شدند و گروهى را با پرداخت مبلغى پول از پولهائى كه بخيانت صاحب شده بودند با خود همراه كردند از قبيل حمزة بن بزيع و ابن المكارى و كرام خثعمى و ديگران .
يونس بن عبد الرحمن گفت : حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام كه از دنيا رفت هر يك از متصديان اموال دستشان پول زيادى بود همين مطلب باعث توقف در موسى ابن جعفر و انكار مرگ آن جناب گرديد بواسطه طمع در اموالى كه دستشان بود . در اختيار زياد بن مروان قندى هفتاد هزار دينار بود در نزد على بن ابى حمزه سى هزار دينار چون من وضع را چنين ديدم و برايم حقيقت آشكار بود و در امامت حضرت رضا عليه السّلام شكى نداشتم مردم را دعوت بامامت ايشان ميكردم به من پيغام دادند ترا چه وادار به اين كار كرده ؟ اگر منظورت پول است آنقدر ميدهيم كه بىنياز شوى
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٣٢