تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
ارشاد : عبد الرحمن بن حجاج گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم در فلان اطاق از منزلش بود در مسجدى كه داخل همان اطاق قرار داشت در طرف راستش موسى بن جعفر عليهما السّلام بود امام صادق دعا ميكرد ايشان آمين ميگفتند . عرضكردم فدايت شوم تو ميدانى كه ارادتمند شمايم و سالها خدمتگزارم . امام بعد از شما كيست ؟ فرمود : عبد الرحمن پسرم موسى زره پيامبر را پوشيد و بر تن او راست آمد عرضكردم : ديگر احتياج بتوضيحى ندارم . ارشاد : فيض بن مختار گفت : عرضكردم به حضرت صادق عليه السّلام دست مرا بگير و از آتش نجات بخش ، بفرما امام بعد از شما كيست ؟ در اين موقع پسرش موسى ابن جعفر عليه السّلام وارد شد . پسر بچه‌اى بود ، فرمود : اين امام است چنگ بزن بدامنش . ارشاد : ابن حازم گفت : به حضرت صادق عرضكردم : پدر و مادرم فدايت صبح و شام يكى پس از ديگرى مردم از دنيا ميروند اگر اتفاقى افتاد امام بعد از شما كيست ؟ فرمود : اگر چنين شد اين پسرم امام شما است با دست بر شانه راست موسى ابن جعفر زد كه خيال ميكنم آن موقع پنج سال بيشتر نداشت ، عبد اللَّه بن جعفر برادرش نيز حضور داشت . ارشاد : طاهر بن محمّد گفت : حضرت صادق عليه السّلام را ديدم فرزند خود عبد اللَّه را سرزنش مىكند و او را موعظه مينمايد ميفرمود چرا نبايد مثل برادرت باشى ؟ به خدا قسم من نور را آشكارا از چهرهء او مىبينم درخشان است . عبد اللَّه گفت : مگر پدر من و او يكى نيست و از يك ريشه بوجود نيامده‌ايم ؟ حضرت صادق فرمود : او از جان و روح من است و تو فرزند منى . اعلام الورى - ص 290 - يعقوب سراج گفت : خدمت حضرت صادق رسيدم او بالاى سر فرزندش موسى كه در گهواره قرار داشت ايستاده بود و با او مدتى طولانى سرگوشى صحبت ميكرد نشستم تا صحبتش تمام شد از جاى حركت كرده جلو رفتم
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 16 | العلامة المجلسي / موسى خسروى