فرمود : برو پيش آقايت و بر او سلام كن نزديك شده سلام كردم ، با زبان فصيح جواب سلامم را داد : سپس فرمود برو اسم دخترت را كه ديروز گذاشتى تغيير ده خدا از آن اسم متنفر است .
دخترى برايم متولد شده بود كه او را حميراء ناميده بودم . حضرت صادق فرمود : برو دستور مولايت را به كار بند تا رستگار شوى . اسم دخترم را تغيير دادم .
ارشاد : سليمان بن خالد گفت : روزى حضرت صادق عليه السّلام موسى بن جعفر را صدا زد ، ما خدمت ايشان بوديم فرمود : دست بدامن ابن فرزندم بزنيد به خدا قسم او امام شما است بعد از من .
ارشاد مفيد : صفوان جمال گفت : از حضرت صادق عليه السّلام پرسيدم راجع به امام فرمود صاحب مقام امامت اهل لهو و لعب نيست در اين موقع موسى بن جعفر كه پسر بچهى كوچكى بود آمد يك بزغاله مكى در دستش بود به او ميفرمود براى خدا سجده كن . حضرت صادق عليه السّلام او را در آغوش گرفته فرمود : پدر و مادرم فدايت اى كسى كه اهل لهو و لعب نيستى .
اعلام الورى : اسحاق بن جعفر گفت : خدمت پدرم بودم ، على بن عمر بن على گفت : فدايت شوم پس از شما بايد بكه پناه بريم فرمود : به صاحب اين دو جامه قرمز كه داراى دو زلف است هم اكنون از در وارد خواهد شد . در همين موقع ديديم دو دست درب را باز كرد چشممان به ابو ابراهيم موسى بن جعفر افتاد پسر بچهاى بود كه دو جامه زرد پوشيده بود .
اعلام الورى : محمّد بن وليد گفت : على بن جعفر بن محمّد ميگفت : از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم به چند نفر از اصحاب خاص خود ميفرمود : قدر اين فرزندم موسى را بدانيد او بهترين فرزند و يادگار من است ، او جانشين من و حجت خداست بر تمام مردم .
على بن جعفر ملازمت و ارادت برادر خود موسى بن جعفر را از دست نميداد و از او معالم و دستورات دينى فراوانى استفاده كرد ، مسائل مشهورى دارد كه
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 17
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧