مايلى انجام ده كه از دنيا خواهى رفت و بسراى ديگر ميروى ، فرزندانت را جمع كن و خدا را گواه بر آنها بگير خدا كافى است .
فرمود : يزيد مرا امسال ميگيرند پسرم على كه هم نام با على بن ابى طالب و على بن الحسين است داراى درك و دانش على و نصرت و رداى او است و نبايد تا چهار سال پس از هارون الرشيد سخن بگويد بعد از چهار سال هر چه ميخواهى از او بپرس جوابت را انشا اللَّه خواهد داد .
عيون : داود بن كثير گفت : به حضرت صادق عليه السّلام عرضكردم فدايت شوم و قبل از شما بميرم اگر پيشآمد شد وصي شما كيست ؟ فرمود پسرم موسى . اين اتفاق افتاد من در امامت حضرت موسى بن جعفر يك چشم بهمزدن شك نداشتم پس از سى سال آمدم خدمت موسى بن جعفر عرضكردم فدايت شوم اگر پيشآمدى شد ما بكه پناه بريم فرمود به پسرم على . به خدا قسم آن پيشآمد شد و من در امامت على بن موسى الرضا لحظهاى مشكوك نبودم .
بصائر : فيض بن مختار در يك حديث طولانى راجع بامامت موسى بن جعفر عليه السّلام گفت ، امام صادق فرمود : اين فرزندم امام تو است از جاى حركت كن و بمقام او اقرار نما حركت كرده دست و سرش را بوسيدم و دعا برايش كردم . امام صادق فرمود : ولى اجازه داده نشده كه آشكارا دعوت كند .
عرض كردم : فدايت شوم من به كسى بگويم ؟ فرمود بزن و فرزند و دوستانت و همسفرت بگو در آن سفر زن و فرزندم همراهم بودند . يونس بن ضبيان نيز از رفقاى من بود وقتى جريان را گفتم خداى را بر اين نعمت سپاسگزارى كردند ولى يونس كه مردى عجول بود گفت نه من بايد از خود حضرت صادق بشنوم . از منزل خارج شد تا پيش امام برود منهم از پى او رفتم همين كه رسيدم بدرب خانه كه يونس جلوتر وارد شده بود ، فرمود يونس جريان همان طورى است كه فيض برايت نقل كرده مطلب را داشته باش ، عرضكرد : به چشم آقا .
اكمال الدين : مفضل بن عمر گفت : خدمت حضرت صادق عليه السّلام رسيدم عرض
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣