شريك رو بربيع نموده گفت : ياوهسرا پس چرا نام بهترين زنان جهان و دختر خاتم الأنبياء را در مجلس مردها ميبرى . مهدى گفت : تعبير خواب چه مىشود ؟ شريك پاسخ داد كه خواب تو خواب يوسف كه نيست و نميتوان خون مردم را با يك خواب ديدن بريزى .
مردى را آوردند پيش فضل بن ربيع كه فاطمه زهرا را دشنام داده بود بابن غانم گفت : در باره اين شخص چه نظر ميدهى ؟
گفت : بايد بر او حد جارى كرد . فضل گفت : اين كيفرى كه برايش گفتى در صورتى است كه به مثل مادر تو ناسزا بگويد . دستور داد او را هزار تازيانه بزنند و در خيابان بدار آويزند .
مناقب : وقتى با محمّد مهدى خليفه عباسى بيعت كردند نيمه شب از پى حميد ابن قحطبه فرستاد به او گفت : اخلاص و هوادارى پدر و برادرت در باره ما كاملا آشكار است ، اما تو بما چگونه هستى .
حميد جواب داد ، مال و جان خود را در راه شما فدا ميكنم . مهدى گفت :
اين كار را براى ساير مردم هم ميكنند . گفت : مال و جان ، زن و فرزندم را فدا ميكنم ، باز مهدى نپذيرفت گفت : مال و جان ، زن و فرزند و دينم را فدا مىكنم .
مهدى گفت : احسن بارك اللَّه . با او به همين شرط پيمان بست و دستور داد كه موسى ابن جعفر عليه السّلام را مخفيانه و ناگهانى بكشد .
مهدى آن شب در خواب حضرت على عليه السّلام را ديد كه به او اشاره مىكند و اين آيه را ميخواند :
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ
« 1 » با وحشت و ترس از خواب بيدار شد . به حميد بن قحطبه گفت : از كارى كه دستور دادهام در مورد موسى بن جعفر عليه السّلام خوددارى كن و نسبت بموسى بن جعفر عليه السّلام احترام كرد و به او جايزه بخشيد .
مناقب : على بن ابى حمزه گفت : هارون الرشيد بدربانان و خدمتگزاران خود
هامش
( 1 ) سوره محمد آيه 22